تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

[ ب ]

باب خسرو ( 1311 )

اكبر باب خسرو ، در سال 1311 هجرى شمسى در بندر انزلى ديده به جهان گشود . او در خردسالى پدر خود را از دست داد و تحت كفالت و سرپرستى مادرش قرار گرفت . باب خسرو تحصيلات ابتدايى و دورهء متوسطه را تا سال سوم به پايان رسانيد و به علت فقر و تنگدستى نتوانست به تحصيل ادامه دهد ، ناگزير به استخدام فرهنگ درآمد و در سمتهاى مختلف در دبيرستان و تربيت معلم و دانشسراى مقدماتى و هنرستان فنى به كار پرداخت و در حال حاضر نيز در يكى از مدارس راهنمايى بندر انزلى انجام‌وظيفه مىكند و در مورد خدمت دولتى خود گويد :
بر تن هوس لباس دولت كردم * در مدرسه‌ها به نوعى خدمت كردم سى سال تمام بهر يك‌لقمهء نان * اندر طلبش چه سعى و همّت كردم
اكبر باب خسرو ، كه تخلص شعرى خود را از نام خانوادگىاش برگزيده ، از دورانى كه در كلاس ششم ابتدايى تحصيل مىكرد به شعر و شاعرى پرداخت و براثر تشويق دوستان شاعرش به نظم شعر طبع‌آزمايى كرد ، اما در شعر طبعش بيشتر به غزلسرايى راغب است و در سرودن اشعار محلى نيز دست دارد و اوقات فراغت را به مطالعه آثار شعراى متقدم صرف مىكند .

كدام دلبندم

اگرچه دور ز همسر ز يار و فرزندم * به اين اميد كه تا زنده‌اند خرسندم درون سينهء من آتشى نهفته ز غم * مبين به چهره شاداب و روى گل‌خندم به شوق دانه فتادم به دام صيّادى * سراغ دام نگيرد كه صيد او چندم