سنتهاى كهنه و ارتجاعى به مبارزه برخاست . اشعارش در اندك زمان زبانزد خاص و عام گرديد و بعضى از قطعات شعرى او از بهترين شاهكارهاى ادبيات جديد به شمار مىرود و منظومههاى زهره و منوچهر و قلب مادر و مادر و سنگ مزار و عارفنامه و ساير قسمتهاى او ، از بارزترين نمونههاى آن است . ديوانش مكرر به چاپ رسيد .
كارگر و كارفرما
شنيدم كارفرمايى نظر كرد * ز روى عُجب و نخوت كارگر را
روانِ كارگر از وى بيازرد * كه بس كوتاه دانست آن نظر را
بگفت اى گنجور اين نخوت از چيست * چو مزد رنج بخشى رنجبر را
من از آن رنجبر گشتم كه ديگر * نبينم روى كبر گنجور را
تو از من زور خواهى من ز تو زر * چه منّت داشت بايد يكدگر را
تو صرف من نمايى بدرهء سيم * مَنَت تاب روان ، نور بصر را
نه باقى دار اين دفتر نه فاضل * گهر دادى و پس دادم گهر را
به كس چون رايگان چيزى نبخشند * چه كبر است اين خداوندان زر را
چرا بر يكدگر منّت گذارند * چو محتاجند مردم يكدگر را
بيچاره از آن لحظه اول نگران است
دانى كه چرا طفل به هنگام تولد * با ضجه و بىتابى و فرياد و فغان است
با آنكه برون آمده از محبس تاريك * و امروز در اين عرصهء آزاد جهان است
با آنكه در آنجا همه خون بوده خوراكش * وينجا شكرش در لب و شيرين به دهان است
ز آن است كه در لوح ازل ديدهء عالم * بر عالميان جاى چه ذلّ و چه عيان است
داند كه در اين نشئه چها بر سرش آيد * بيچاره از آن لحظهء اول نگران است