تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
فارسى ، 5 - تصحيح ديوان سلمان ساوجى ، 6 - تعليقاتى بر نوروزنامه خيام ، 7 - شرح حال و آثار حكيم نيشابورى ، 8 - از كاروان رفته ، 9 - اشك و سرنوشت ، 10 - سيماى سنايى و گزيدهء آثار او . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :

فرياد گرفتار

اگر تيره‌شب را به سر هوش نيست * به روز سياهم سيه‌پوش نيست چو شمعم زبانيست روشن وليك * چه سازم ، نيوشنده را گوش نيست ز نيرنگ اختر مرا همچو شب * بجز تيره‌بختى در آغوش نيست يكى پرسشم را بود پاسخى * گر اين چرخ گردنده مدهوش نيست مرا شور پندار مستى فزود * بلى باده را اين همه جوش نيست شنيدم دريغا ، چو گفتم اميد * هنوز اين نوايم فراموش نيست به دورى ، ز صهباى عمرم ، خراب * كه اين تلخ مى كام را نوش نيست سر مىگسارم ، گرانى گرفت * از آن بستگى جز به زانوش نيست چه بودى گر اين‌بار انديشه‌خيز * گرانى گرفته فرا دوش نيست مرا راز هستى فراچشم دل * برافزون ز خواب شب دوش نيست چه گويى كه درمان‌پذير است درد * خرد را يكى پند بنيوش نيست بر آيينهء صبح آه سحر * سيه بست گر شب سيه‌پوش نيست از اين مى مرا مستى ديگريست * و يا امشبم چون پريدوش نيست مرا خواب اگر هست بيدارى است * چو عمر كسان خواب خرگوش نيست به فرياد خود رس كه فريادرس * تو را جز تو بر خيره مخروش نيست كه را لاف صوفى پسنده نماند * سر چرخ مينا و مينوش نيست كنونم در اين پهنه چون گردباد * بجز گرد پندار بر دوش نيست ز ناكامى ما دل‌انگيزتر * نبشته بر اين لوح منقوش نيست بر اين نامهء پرنگار شگرف * بجز داستان سياووش نيست نمىماند افسانه‌ام ناتمام * اگر خيل خوابم گران‌گوش نيست كه را دل نه زى هرزهء لايى چميد * سرود « اوستا » فراموش نيست