اورنگ ( 1337 - 1266 )
عبد الحسين اورنگ از گويندگان و شاعران خوشمحضرى بود كه سالها نزد اديب پيشاورى به استفاده مشغول بود و اغلب اشعار اديب را ضبط و جمع مىكرد و با طرز بديعى كه مخصوص او بود ، روايت مىنمود . شيرينى روايت اورنگ موجب اشتهار سخن اديب در ميان طبقات مختلف و محافل ادبى شد و سرانجام خود در سال 1337 هجرى شمسى در تهران بدرود حيات گفت .
بهتر آن است كه شرح حال او را همانطور كه خود براى نگارنده مرقوم داشته در زير از نظر خوانندگان بگذرانيم :
« اسمم عبد الحسين ، لقبم شيخ الملك ، تخلصم اورنگ ، و تولدم در پانزدهم رمضان 1305 هجرى قمرى در تهران اتفاق افتاده است . پدرم مرحوم مولانا عبد الرسول است كه در عصر خويش با علم و تقوا از مشاهير بنام به شمار مىرفت . تحصيلاتم تا سن پانزده ، فارسى و عربى و مقدمات صرف و نحو و قدرى فقه پيش اساتيد متعدد در تهران شد . در اواخر پانزدهسالگى به كربلا رفتم و دو سالى در آنجا به تحصيل علم بهقدر مقدور مشغول و مجاور بودم . پس از بازگشت به تهران پدرم مرحوم شده بود . با سابقهء ارادت شاهزاده ابو الفضل ميرزا عضد السلطان فرزند مظفر الدّين شاه قاجار ، نسبت به پدرم ، كه در آن وقت والى گيلان بود ، به رشت خدمت شاهزادهء نامبرده رفتم و از رشت بعد از مدتى توقف به مازندران رهسپار و از آنجا به تهران آمده ، به اصفهان و شيراز و بوشهر براى عزيمت به هندوستان رفتم . در بوشهر حاج شيخ محمد پسر مرحوم شيخ زين العابدين مازندرانى كه از هندوستان در بوشهر وارد شد مرا مانع از رفتن هندوستان گرديد و در خدمت ايشان به شيراز و اصفهان و كاشان و تهران آمده و به خراسان مشرف شديم و از خراسان از طريق