تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
آن ماه خوشم در آسمان آمده خوش * بر اين همه خوش ، شراب ديرينه خوش است
* *
حاليست مرا كه گل از آن مىرويد * هم باده از آن و از رزان مىرويد عشق است چنين طرفه و نشناسد وقت * هم سرو از آن و بىخزان مىرويد
* *
حاليست مرا كه عطر عطّاران باد * رنگ خوش برگ گل به گلزاران باد نقدى خوش از اين دست بدين رنگ و شميم * آب طرب و كاسهء مىخواران باد
* *
حاليست مرا كه انگبين زيبد و مى * طرفى خوش و صوت دلنشين زيبد و مى مستيم از اين حالت و اين خوان طرب * بر دلشدگان ، حال چنين زيبد و مى
* *
حاليست مرا كه باده مىبايد و گل * چنگ و غزل و ترانه مىشايد و گل اين عيش تمام را چه باعث افتاد * امشب به برم نگار مىآيد و گل

آيينهء صبح

هركه شد آيينهء صبح غبارش مرساد * تير آهى به دل از آن شب تارش مرساد و آنكه اسطورهء سرو است بر اين بستر خاك * آفتى بر چمن سبز بهارش مرساد و آنكه صافى نكند سينه از اوراد غرور * چهچهى از طرف مرغ هزارش مرساد و آنكه بر دست طلب بوسهء يارى ننواخت * پاى امداد خلايق به هوارش مرساد
* *
هر چكاوك كه سبك از قرق خاك پريد * بال انديشهء قرقى به مدارش مرساد و آنكه بر دار چو منصور بلند آمد و رفت * ناوك مرگ به قد ، قامت دارش مرساد و آنكه گل مىدمد از خون گلويش به صبوح * وه چه باغيست كه چشمى به عذارش مرساد كيست اين برشده با كاكل غيرت به رواق ؟ * باغ آيينهء خورشيد ! غبارش مرساد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 408 | سيد محمد باقر برقعى