تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
سادگى را ، گل مريم شد * و غمم ، كم شد كم شد * كم شد ) * پشت اين پنجره در تاريكى مثل اين است كه از شاخه گلى مىچينند * گوش كن مىشنوى ؟ جهل ، تاريكيست * تاريكى مرگ !

جهان ديگر

رها كن زمين را * و اين آسمان را كه در كهكشانهاى ديگر جهانيست * بىجنگ و آشوب بىآتش و دود * رها كن جهان را !

كاش . . .

شاعرى را كه پيشهء من ساخت ؟ * دور از اين غريو و آتش و دود كاش در معبدى شمن بودم