تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
كرمانشاه بود . در پايان همان سال به تهران سفر كرد و در سال 1314 قمرى از طرف شاه وقت به او لقب اديب الممالك تفويض شد و در همين سال بود كه امير نظام به پيشكارى كل آذربايجان منصوب گشت و با او به تبريز رفت . اميرى در سال 1316 قمرى در تبريز روزنامهء ادب را منتشر كرد و در سال 1318 از تبريز به قفقاز و از آنجا به خوارزم رفت و پس از چندى به مشهد رهسپار گرديد و تا سال 1320 قمرى در مشهد بزيست و روزنامهء ادب را انتشار داد و در سال 1314 قمرى روزنامه عراق عجم را در تهران تأسيس كرد ، ولى چندان نپاييد و سپس سردبير روزنامهء ايران دولتى شد در سال 1322 قمرى از طرف وزارت داخله ( كشور ) مدير روزنامهء نيمه رسمى آفتاب گرديد و در خلال اين سالها بيشتر در خدمت وزارت عدليه ( دادگسترى ) كار كرد و حملاتى كه به وزارت دادگسترى و قضات كرد در همين تاريخ است . او در سال 1336 قمرى در سن 59 سالگى در تهران درگذشت و در امامزاده عبد العظيم در حجره ميرزا ابو الحسن خان قائم‌مقام مدفون گرديد . اديب الممالك در شمار طبقه اول شعراى قرن اخير است و با اساتيد اين قرن دوشادوش راه سپرد و در سال 1312 خورشيدى ديوان اشعارش به همت استاد وحيد دستگردى به طبع رسيد و وحيد در فراهم كردن گنجينهء ادب اميرى رنج فراوان كشيد . از نظم اوست :

چكامه ( در انتقاد از اوضاع عدليّه زمان خود )

روزى ز جور خصم ستمگر ظلامه‌اى * بردم به نزد قاضى صلحيّهء بلد ديدم سراى تيره و تنگى بسان گور * تختى شكسته در بن آن هشته چون لحد ميزى پليد و صندليى كهنه پاى آن * بر صندلى نشسته سياهى دراز قد سوراخ رخ ز آبله و چانه از جذام * خسته سرش ز نزله ، چشمانش از رمد از سبلتش بريخته چون گرگ پير پشم * و ز گردنش برآمده چون سنگ پا غدد تقويم پيش روى و نظر بر خط بروج * همچون منجّمى كه كند اختران رصد بر روى ميز دفتركى خطّ كشيده بود * چون لاشهء برآمده استخوانش از جسد پهلوى آن دواتى و در جنب آن دوات * پاكت سه چار دانه و استامپ يك عدد