اميرى ( 1296 - 1239 )
محمد صادق حسينى فراهانى ( اديب الممالك ) ، متخلص به اميرى ، فرزند حاج ميرزا حسين ، نوادهء ميرزا معصوم ، متخلص به محيط ، كه با ميرزا ابو القاسم قائممقام ، نويسندهء شهير و وزير محمد شاه قاجار برادر بود .
اميرى در سال 1277 هجرى قمرى در قريهء كازران ، از توابع اراك ، از مادر زاد و هنوز شوط پانزدهمين سال عمر را به پاى نبرده بود كه پدرش بدرود زندگانى گفت و نظم خاندانش برهم خورد و بازماندگانش در سختى افتادند و اميرى پياده از زادگاه خود بيرون شد و راه تهران را پيش گرفت و در تهران نيز چندى با سختى روزگار گذرانيد ، تا آنگاه كه ستارهء ادبش درخشيدن گرفت و شعرش پسنديدهء ارباب ذوق گرديد و در همين اوقات بود كه بر شاهزاده طهماسب ميرزا مؤيد الدّوله كه مردى اديب و دانشمند بود درآمد و شهزاده براى اينكه قدرت او را بر نظم شعر بسنجد ، او را به بديههگويى تكليف كرد و اميرى اختيار وزن و قافيت را نيز با شهزاده واگذاشت و شهزاده شعر ابو الفرج رودنى را بدين وزن و قافيت برگزيد :
شه باز به حضرت رسيد هين * يك ران مرا برنهيد زين
اميرى به بداهت گفت :
طهماسب خداوند راستين * دارد يم و كان اندر آستين
تا آخر قصيده كه در ديوانش به طبع رسيده است ، مورد اعجاب گرديد و به ادب و فضل و قدرتش بر نظم شعر آفرين گفتند و در اكرامش كوشيدند و اين قضيه در سال 1295 قمرى اتفاق افتاد و اديب در اين تاريخ در هجدهمين سال عمر بود و در سال 1309 قمرى كه امير نظام گروسى به حكومت كرمانشاه منصوب شد ، با او بدانجا رفت و تا سال 1313 قمرى در