تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

امير ( 1332 - 1246 )

سيد عبد اللّه خان امير اتابكى ، متخلص به امير ، فرزند مير عبد الباقى خان و نوادهء ميرزا عبد الوهاب خان معتمد الدّوله متخلص به نشاط است . امير اتابكى در سال 1284 هجرى قمرى در تهران تولد يافت و در ماه شعبان 1332 هجرى قمرى به مرض قلبى درگذشت و در ابن بابويه مدفون گرديد . امير اتابكى از اكابر رجال عصر خويش به شمار مىرفت و علوم ادبيت و عربيت را نيكو مىدانست و خط را عالى و خوش مىنوشت و شعر را بىاندازه لطيف و سليس مىسرود . امير در زمان صدارت عين الدّوله از منشيان دستگاه او بود و به علت انشاء پسنديده و دلنشينى كه داشت ، ميرزا على اصغر خان اتابك اعظم او را به سمت منشى مخصوص خود فراخواند و در سلك منشيان او منظوم گشت . امير اتابكى پس از عزل اتابك ، عين الدّوله وى را به جرم اينكه منشى اتابك گرديده از تهران تبعيد كرد و تا عين الدّوله بر مسند صدارت برقرار بود به حال تبعيد به سر برد و امير از تبعيدگاه خود قصيده‌اى در هجو عين الدّوله ساخت و براى او فرستاد و عين الدّوله همين‌كه اشعار را خواند دستور داد پيك او را به چوب بستند . امير پس از اطلاع از جريان شخص مضروب را اكرام بسيار كرد . آن اشعار اين است :

در نكوهش عين الدّوله

ديدهء دولت چو تويى كور به * مرده‌دلى همچو تو در گور به آنكه وجودش ز سلامت بريست * خير و سلامت ز تنش دور به