تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
درختان اسكلتهاى بلور آجين ، * زمين دل‌مرده ! سقف آسمان كوتاه ! غبارآلود مهر و ماه ، * زمستان است .

دريغ

بىشكوه و غريب و رهگذرند * يادهاى دگر ، چو برق و چو باد ياد تو پرشكوه و جاويد است * و آشناى قديم دل . امّا اى دريغ ، اى دريغ ، اى فرياد
*
با دل من چه مىتواند كرد * يادت ؟ اى ياد من ز دل برده ! من گرفتم لطيف ، چون شبنم * هم درخشان و پاك ، چون باران چه كنند اين دو ، اى بهشت جوان ! * با يكى برگ پير و پژمرده ؟