اميد ( 1301 )
رحيم معينى ، كه تخلص اميد را در شعر برگزيد ، در سال 1301 هجرى شمسى در كرمانشاه ديده به جهان گشود . پدرش كريم معينى ، ملقب به سالار معظم ، مردى شجاع و دلير بود و به واسطهء رفاقتى كه با نصرت الدّوله فيروز داشت ، چندى از طرف وى به حكومت فارس منصوب شد و مدتى نيز براى سركوبى ياغيان كردستان با سپهبد امير احمدى همكارى كرد و پس از فوت نصرت الدّوله براى هميشه از كارهاى سياسى كنارهگيرى كرد و در گوشهء انزوا به سر برد .
نياى معينى حسين خان معين الرّعايا مردى لايق و باسواد و مردمدار بود و از نظر بخشش و كمكى كه به مردم مىكرد مورد توجه و احترام بود و نسبت به ائمهء اطهار ( ع ) اخلاص فراوان داشت و حسينيهاى در كرمانشاه بنا كرد كه اكنون هم به نام او مشهور است و در نهضت مشروطه و استبداد به دست مردى ناشناس به تحريك عدهاى از مالكين كشته شد .
اميد از سال 1341 به كار نقاشى پرداخت و در اين راه پيشرفت كرد و تابلوهايى نيز به يادگار گذارد كه از جمله تابلو حضرت مسيح ( ع ) با كار سياه قلم است و در ضمن كارهاى نقاشى به نظم شعر مىپردازد و قسمتى از آثار ادبى و اجتماعى او در روزنامهء سلحشوران غرب به چاپ رسيد و داستان اختر و منوچهر را در چهار تابلو به رشتهء نظم كشيد و در آن حقايقى از اجتماع زمان را مجسم كرد .
اميد شاعرى توانا و خوشذوق و دوستداشتنى است و ضمن سرودن شعر چندى به تصنيفسازى پرداخت و تصانيف او كه توسط خوانندگان راديو خوانده مىشد از شهرت بسزايى برخوردار گرديد . از آثار او سه مجموعهء شعر به نامهاى : اى شمعها بسوزيد ،