مرگ فرزند
اى مرغ من از چه ز آشيان رفتى * استاره شدى بر آسمان رفتى
رخشنده ستارهء سحر بودى * زود از برِ منظرِ جهان رفتى
گل بودى و ناگهان خزان گشتى * جان بودى و سوى ملك جان رفتى
بس ناله چو بلبل سحر كردى * كاخر ز قفس به گُلسِتان رفتى
چون غنچه دو لب به خنده بگشودى * خارت بشكسته در دهان رفتى
اى سوسن صد زبان هزار افسوس * نگشوده به كام دل زبان رفتى
در باغ جهان رخ ارغوان بودت * صد حيف به رنگ زعفران رفتى
اى تازهشكوفه خوش ز باغ من * لب خنده زدى و ناگهان رفتى
اى سبز نهال باغ امّيدم * رخ زرد ز آفت خزان رفتى
اى مه دوسه مه چو عندليب از باغ * فرياد زدى فغانكنان رفتى
چون مرغ سحر فغان كند در دم * ياد آورَدم كه با فغان رفتى
شبهاى سيه ز آتشين آهت * دود از سر من بر آسمان رفتى
اى گوهر جان من گران در دست * افتادى و سهل و رايگان رفتى
زين منزل بىثبات پروحشت * سيّاره به ملك جاودان رفتى
بر دامن مهر من مكان بودت * چون شد كه به شهر لامكان رفتى
چون طاير تيرخورده بر دستم * از بال شكسته خونفشان رفتى
در آتشم از فراق بنشاندى * ز آغوش محبّتم دوان رفتى
چون تير ز تركش جهان ناگاه * تا قامت من كنى كمان رفتى
شب تا به سحر به ناله سركردى * هنگام سحر چو كاروان رفتى
بودى دوسه روز ميهمان ما را * ناخورده غذاى ميزبان رفتى
ننگ آمدت از نشان اين گيتى * بىنام شدى و بىنشان رفتى
در باغ بهشت و قصر حور العين * زين كهنه خراب خاكدان رفتى
از خاك حسام دين سرشتندت * كاندر برِ وى به شهر جان رفتى
با او به مثال فرقدان بودى * گويى كه به رسم فرقدان رفتى
فرمان قضا پيامى آوردت * اى جان نه به كفِّ اين و آن رفتى
منزل بگرفته خوش سفر كردى * بردى همه سود و بىزيان رفتى