تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

اكبر ( 1294 )

على اكبر اسدپور ، فرزند اسد اللّه ، كه در شعر اكبر تخلص مىكند ، در سال 1294 هجرى شمسى در خانواده‌اى مذهبى كه اعتقاد زيادى به خاندان پيامبر بويژه مولا حضرت على بن ابى طالب ( ع ) داشتند در سنقر و كليايى قدم به عرصهء وجود نهاد . اسدپور تحصيلات مقدماتى را در زادگاه خود فراگرفت و در سال 1310 به كرمانشاه مهاجرت كرد و دنبالهء تحصيلات خود را پى گرفت و در سال 1313 به استخدام بانك ملى درآمد و در شعبهء بانك كارگشايى مشغول خدمت شد و سالها در اين قسمت و شعبهء مركزى انجام‌وظيفه كرد و خدمات صادقانه و حسن سلوك او موجب گرديد كه بانك از بازنشسته شدنش خوددارى كند ، سرانجام در سال 1358 بازنشسته شد . اسدپور از سال 1312 به شعر و شاعرى اقبال نمود و با مطالعهء دواوين شعراى متقدم به دانش و مايه‌هاى شعر خود افزود و در سال 1332 به عضويت انجمن ادبى كرمانشاه كه به رياست حاج مرتضى مهدوى تشكيل مىشد درآمد و با عرضه كردن شعر خود به شكوفايى آن كوشيد و در عين حال با چند انجمن ادبى تهران مانند ايران و كمال و صائب در ارتباط بود و هرگاه به تهران سفر مىكرد از شركت اين انجمنها پا نمىكشيد . اسدپور شاعرى خوش‌ذوق و عارف‌پيشه و سليم النفس و خليق است و با مردم به گونه‌اى زندگى كرده كه همواره مورد احترام و محبت مردم مىباشد .

سير دربند

چه خوش باشد صفا و سير دربند * كه هست آنجا دلم در عشق دربند به دربند است جانانم به گلگشت * از آن دارم هواى سير دربند