تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
حك كردند :
بشكنى اى قلم اى دست اگر * پيچى از خدمت محرومان سر
از آثار اوست : مجموعهء شعر ( 1358 ) ؛ چهل داستان طنزآميز ( 1360 ) ؛ تعزيه‌ها ، نمايشنامه‌ها و سفرنامهء طنزگونه ( 1360 ) .

پالتوى چهارده‌ساله

اى چهارده‌ساله پالتو من * اى رفته سر آستين و دامن اى آنكه به پشت رو رسيدى * جز خوردى و وصله ، پينه‌ئيدى هرچند كه رنگ‌ورو ندارى * وا رفته‌اى و اتو ندارى گشته يقه‌ات چو قاب دستمال * صد رحمت حق به لنگ بقّال پاره‌پوره‌اى چو قلب مجنون * چل‌تكّه چو بقچهء گلين جون اى رفته به ناز و آمده باز * صد بار دگر دكان رزّاز خواهم ز تو از طريق يارى * امساله مرا نگه بدارى اين بهمن و دى مرو تو از دست * تا سال دگر خدا بزرگ است

دهاتى

چه توفير دارى تو با خان ، دهاتى * چه فرق است بين تو و آن ، دهاتى چرا او چنان مست عيش است و عشرت * چرا تو چنين زار و نالان ، دهاتى چرا هرچه رنج است و غم قسمت تو * چرا گنج ، سهميهء خان ، دهاتى چرا خربزه هرچه خوب است و شيرين * نصيب شغال بيابان ، دهاتى همه تخم‌مرغ و كره ، كبك و تيهو * تو آرى . . . كند كوفت اعيان ، دهاتى ندارد مگر معده‌ات قابليّت * ندارى مگر سى دو دندان ، دهاتى مگر دكترى داده دستور طبّى * كه محرومى از هرچه جز نان ؟ دهاتى همه پشم و ابريشم و پنبه از تو * خودت در عوض لخت و عريان ، دهاتى مگر زير پيراهن كرك برّه * تنت را زند سيخ و سوهان ، دهاتى مبادا بگويى خدا خواست اين را * مياور خدا را به ميدان ، دهاتى خدا بندگان را همه دوست دارد * نخواهد ستم بهر آنان ، دهاتى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 301 | سيد محمد باقر برقعى