تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
خدا كدخدا نيست تا چاق و لاغر * نهد فرق در گوسفندان ، دهاتى قلم‌زن براى سگ خان قلم زد * جل ترمه ، دارو و درمان ، دهاتى و ليكن براى تو زد مرگ و ماتم ؟ * قلم‌زن مگر بوده نادان ، دهاتى به گوش تو خواندند اين ياوه‌ها را * به پشتت نهادند پالان ، دهاتى كه گفته‌ست يك قريه انسان كند جان * براى يكى يا دو حيوان ، دهاتى تفنگ شكارى براى چه دارى * چرا مىكشى خوك را هان ، دهاتى به اين جرم لا بد كه حيوان موذى * رساند به محصول خسران ، دهاتى مگر شاخ و دم دارد اين خوك خرمن * چرا جسته از تيرباران ، دهاتى شود من نميرم ببينم كه ده شد * به دست و به دستور دهقان ، دهاتى

مفتخور الاعيان « 1 »

او ! مشتى حسن ! مردكهء ابله و ديلاق * عاجز شدم از دست تو يكپارچه شلتاق اين خرده حساب تو چرا مانده الى حال * هى كهنه و نو مىكنى اين سال به آن سال بايست كه امنيه بيايد ؟ آها ، حتما * شلّاقى و حبست بنمايد ؟ آها ، حتما
* *
ارباب به مويت قسم امسال گرانيست * آهى به بساطم به ابو الفضل دگر نيست
* *
خيرات و مبرّات مگر مىدهى حيوان * حق نام خداوند جليل است عمو جان ! به فروش دوتا گاو و مرا غيظ نياور * بىعاطفه ! فرع طلبم شد سه برابر واجب‌تر از آن روزه نمازت طلب ماست * لازم‌تر از آن راز و نيازت طلب ماست غسل تو وضوى تو نماز تو تمامت * در سهم من آرند به فرداى قيامت طاعات تو غصبيست از اين حيث ، فرشته * در نامهء اعمال من آورده نوشته لامذهب و برگشته ز دين ، هورهورى كافر * بىرخصت من دختر تو مىدهى شوهر ؟ ارباب بيا و بكن امسال مدارا * انگار كه آزاد نمودى همه ما را
هامش
( 1 ) - شعر فوق توصيفى است از رفتار مالكين ستمگر سابق بازار عين بينوا و ستمكش .