تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

افراشته ( 1338 - 1287 )

محمد على افراشته ، فرزند جواد ، در سال 1287 هجرى شمسى در رشت از مادر زاد و در همان شهر به كسب دانش پرداخت و از ميان مردم مايه‌هاى دانشى گرفت كه در نبوغ ادبى او تأثيرى بسزا داشت و از اين رهگذر ادبيات توده را غنى ساخت و روزنامهء فكاهى چلنگر كه به همت او منتشر شد ، نمونهء بارز آن است . براى اينكه خوانندگان با روحيهء او بيشتر آشنا شوند ، بهتر آن است مقاله‌اى را كه م - اعتمادزاده زير عنوان افراشته شاعر توده نگاشته ، با كمى تلخيص بياورم : « پيش از آنكه من با افراشته از نزديك آشنا بشوم و او را به جهت صفات عالى انسانى و گفتار شيرين و بىريايش دوست بدارم ، با اشعار او كه در اين چند سال اخير به چاپ مىرسيد ، آشنا بودم . اين اشعار اگر آن جلاى فريبندهء شعر كلاسيك فارسى را كه مدفن معناست ، نداشت ، ولى در عوض ساده‌ترين و حقيقىترين و چه‌بسا شديدترين احساسات به زبان تودهء مردم را بيان مىكرد . به نظر من ، اين از موارد نادرى بود كه در كشور ما شاعرى براى ابداع معانى تازه با حدّت ذهن و لطف ذوق به مردم ، به كسانى كه رنج و راحت و نوميدى و اميدشان كمتر مجال تجلّى در صحنهء ادبيات ايرانى پيدا كرده است ، رو مىآورد و زبان راست و بىپيرايهء مردم را به‌عنوان ابزار كار اختيار مىنمود . من وجه امتياز افراشته را با ديگر شاعران ايرانى در همين مىدانم و به‌همين‌جهت براى او ارزش و احترام قايلم ، بااين‌همه من افراشته را بيش از هرچه شاعر گيلك مىدانم . ميدان هنرنمايى افراشته زبان گيلكى است ، در اين زبان است كه او عالىترين نمونه‌هاى ذوق لطيف خود را در قالب سخن كشيده است . و باز در دلهاى عامهء مردم گيلان
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 299 | سيد محمد باقر برقعى