تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
عجب نَبْوَد كه جاى اشك ، خون از آسمان بارد * نه من تنها ، فلك هم بىقرارى مىكند امشب نه من تنها ز هجران تو سوزم ، « اعتمادى » هم * گريبان مىدراند آه و زارى مىكند امشب

شعر و عشق

ماهم از من مىگريزد ، من هم آسانش بگيرم * شك ندارم عاقبت در بند فرمانش بگيرم گر شود دزدى كه بگريزد شب از بامى به بامى * پاسبان گردم ، سحرگاهان گريبانش بگيرم گر كه مژگان گردد و بر گرد چشمانش نشيند * سايه گردم ، جاى بر بالاى مژگانش بگيرم سرو گر گردد كه بخرامد به بستان رقيبم * خار گردم ، دامن سرو خرامانش بگيرم حلقه گر بر در زنم ، نگشايد او در را به رويم * باد گردم ، حلقهء زلف پريشانش بگيرم گر بر آن باشد كه گردد شير در پستان مادر * كودك نوزاد گردم ، شير پستانش بگيرم گر به صد نيرنگ و دستان حس استشمام گردد * عطر گردم ، راه استشمام و دستانش بگيرم گر كلامى گردد و پنهان شود در كام مهمان * لقمه گردم من ، كلام از كام مهمانش بگيرم گر شود بلقيس و بر تخت سليمانى نشيند * لشكر كورش شوم ، ملك سليمانش بگيرم خرّمىبخش بهاران گر شود ، پاييز گردم * برگ‌ريزان نُزهت باغ و گلستانش بگيرم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 283 | سيد محمد باقر برقعى