تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
مورد تشويق قرار گرفت و در ضمن از مطالعهء آثار گويندگان شعر و ادب فارسى غافل نماند و از مواهب دل‌انگيز شعرشان بهره‌ها گرفت و از صفاى خاطر و معنويتشان برخوردار گرديد ، بخصوص تشويقها و ابراز نظرهاى استاد جلال همايى در دوران تحصيل در دانشكدهء حقوق به رسايى و شيوايى شعرش مدد نمود . اعتمادى پس از اتمام دورهء خدمت يك‌سالهء سربازى ، در سال 1327 وارد فعاليتهاى مطبوعاتى گرديد و امتياز روزنامهء بامداد تهران را گرفت كه در آغاز به‌طور هفتگى و بعد به صورت يوميه منتشر كرد ، چون از نظر مالى در تنگنا قرار گرفت همان را به‌طور هفتگى انتشار داد و در سال 1329 از وزارت كشاورزى به وزارت كشور منتقل گرديد و تا زمان بازنشستگى در سمتهاى مختلف با پاكدامنى انجام‌وظيفه كرد و چون نشر روزنامه از طرف كارمندان ممنوع گرديد ، اين نشريه نيز به حال تعطيل درآمد . اعتمادى ، شاعرى خوش‌ذوق و خوش‌مشرب و دوست داشتنى است و از تظاهر به شاعرى خوددارى مىكند و موقعى كه از او درخواست اشعارش را براى تذكره‌ام كردم ، اين بيت خود را در صدر نامه‌اش برايم نوشت :
من در ميان گوهريان صدف به كف * با مشتى از خزف چه بگويم كه كيستم ؟

آرزو

دوست دارم ژاله گردم بر رخ گلها نشينم * يا سحرگاهان دمى با بلبل شيدا نشينم يا در آغوش نسيم صبحگاهان نرم‌نرمك * بر بناگوش سيه‌چشمان مه‌سيما نشينم يا گل سورى شوم در چشمهء خورشيد رويم * يا گل شب‌بو شوم ، در دامن صحرا نشينم يا چو مرغى گردم و كنج قفس تنها بميرم * يا چو اشكى بر رخ غم‌ديدگان پيدا نشينم يا شوم شمعى كه از خود روشنى بخشم به ياران * خويش را سوزم ميان جمع و خود تنها نشينم نالهء دلخستگان گردم كه همچون تير آهى * روزها بيرون جهم ، بر سينهء شبها نشينم همچو قويى سالخورده در كوير تشنه‌كامان * بال‌وپر افشانم و در حسرت دريا نشينم گر شبى در مجمع علم و ادب جايى گزينم * با بيانى نغز و گفتارى خوش و شيوا نشينم از زبان تلخ بدخواهان چنان سوزم كه گويى * در درون مِجْمَرِ آتش سپندآسا نشينم چشم بربندم به روى ناكسان سفله‌پرور * پيش روشن‌گوهران با ديدهء بينا نشينم بر سرِ آنم كه گر آيد ز دستم عمر باقى * با خيال خويشتن ، در عالم رؤيا نشينم