از اين زندگانىِ چون مردگى * ندارم ز تو يا رب آزردگى
فقط در جهانم يكى آرزوست * كه زارى و افغانم از بهر اوست
نديدم رخ مادر خويش را * مر آن مهربان رهبر خويش را
شنيدم بس آهنگ پرمهر او * و ليكن نديدم دمى چهر او
چه گردد كه يكلحظه بينا شوم * رخ او ببينم شكيبا شوم
نخواهم ز تو اى خداوند من * بجز ديدن مام دلبند من
به سر هست اگر سايهء مادرت * گرامى بدارش چو جان در برت
كه مادر يگانه اميد تو هست * چنو ديگرت هيچ نايد به دست
ز « اشرف » مر اين پند را گوش كن * جز اين هرچه خواهى فراموش كن
قمار زندگى
در قمار زندگى ما باختيم * با همه خوب و بديها ساختيم
با سر زلفت چو گشتيم آشنا * خاطر از بيگانگان پرداختيم
حاليا ديگر ز پا افتادهايم * بسكه در راه وصالت تاختيم
نيست بىتو صبر و آرام و شكيب * كاش هيچت از ازل نشناختيم
زمين
زمين اى خاك پاك خرّم و سبز * تو را از جان و دل من مىپرستم
زمين اى آنكه روز وصل دلدار * كنار او ، كنارت مىنشينم
* *
كنار تو در آغوش چمنها * نشستم روزگارى با دلارام
به گوشش گفتم آهسته سخنها * كه بىتو من ندارم صبر و آرام
* *
زمين هم گل به سر هم خار دارى * به بستان جلوهء گلزار از توست
به دلداده خبر از يار دارى * ز گلها هديه بر دلدار از توست
* *
كنارت ياس و ناز و لاله دارى * هزارانت قشنگى و صفا هست