تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
مىشتابد تا سر انگشت من ! * سينه را بر سينهء ابر گريزان مىدهد
*
در كف نرم و دلاويز دوار * بىقرار ، مىروم از راه و مىآيم به راه ، * مست از فرياد خاموش نياز ، محو در بوى بناگوش گناه .
*
ساز گريان است و بانگ آرزو ، * در دو گوشم پيچد از لالاى عود . سر نهادم بر سر آب كبود * مىروم رقصان چو موج ياغى بُرنادلى ، تا بكوبم سر به سنگ ساحلى .

فردا

او نشسته مرا در برابر * چون زلف عقابى ژيان بر سر كوه زلف بگشوده در باد خاور * دل پر از ياد شاد و ناشاد * تاجى از خندهء صبح بر سر .
*
او با هزاران نگاه خرامان * دست در دست و دامان به دامان كاروانى روان كرده از چشم * چون يكى رود