تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
از امر خداوند به دلخواه پيمبر * آن‌كس كه بود او به ولى و به وصى شاه آن‌كس كه به موسى شده قايل به انا اللّه * آن‌كس به اسرار الهى شده آگاه آن‌كس كه به معراج محمّد ( ص ) شده همراه * مىگفت به احمد سخن از جانب داور يك شمّه‌اى از نور رخش جلوه‌گه طور * خورشيد ز يك پرتو او يافته اين نور بر خيل رسولان شده او مطلب و منظور * اعدا همه از ضربت تيغش شده مقهور در رزم دليران بود او حيدر صفدر * هرچند گنهكار سراپاى ، اديب است ديوانهء هر كوچه و بازار اديب است * در لجّهء اندوه گرفتار اديب است تا نام تو در دفتر و طومار اديب است * بىباك نهد پاى سوى عرصهء محشر

در مدح و منقبت حضرت محمد ( ص )

كنم حمد خداوند كريم قادر يكتا * كه از يك‌لفظ « كن » فرمود پيدا جمله ناپيدا به فرمان الهى كرد چندين عالم اندر پا * ز حكمت بر ملك آموخت علم علم الاسماء به امر ايزدى فرمود خاك مرده را احيا * نمود از قدرت كامل همه دنيا و ما فيها خداوند كريم لم‌يزل آن خالق اكبر * قديم ذو المنن قدرت‌نماى ايزد داور كه در فرمان او هستند عرش و انجم و اختر * همه از قدرتش حيران زمين و كوه و بحر و بر به حيرت اندر افتادند خلقى جمله پا تا سر * از اين قدرت كه او فرمود اندر عالم اعلى گهى در جودى حيرت نمايد نوح را حيران * گهى در خانهء غيرت خليلش را كند قربان گهى موسى به تيه حيرت او گشته سرگردان