روزى كه اديب را در مصلاى عتيق نايين به خاك مىسپردند يكى از روضهخوانان آن شهر بر سر قبر آن مرحوم ترجيعبند زير را خواند به قدرى در مردم ايجاد تأثر كرد كه بانگ گريه و زارى از همگان بلند گرديد ، اين وداعيه را مرحوم اديب پنجاه روز قبل از فوتش سروده بود .
وداعيه « 1 »
به دعاهاى صميمانه ، خداحافظتان * به نواهاى اديبانه ، خداحافظتان
از دل خستهء ديوانه ، خداحافظتان * هان كه رفتيم از اين خانه خداحافظتان
دل بريديم ز كاشانه خداحافظتان * دل مبنديد بر اين خانه كه همسايهء بد
آتش اندر دل همسايه فروزد ز حسد * از صفات همه داناست خداوند احد
هان كه رفتيم از اين خانه خداحافظتان * دل بريديم ز كاشانه خداحافظتان
من يتيمان را مانند پدر پروردم * نونهالان را با اشك بصر پروردم
بس جوانان را با خون جگر پروردم * هان كه رفتيم از اين خانه خداحافظتان
دل بريديم ز كاشانه خداحافظتان * حيوان گر علفم خورد رضا باشد از او
پيرى ار حق ز كفم برد رضا باشد از او * يا جوانى شرفم برد رضا باشد از او
هان كه رفتيم از اين خانه خداحافظتان * دل بريديم ز كاشانه خداحافظتان
هامش
( 1 ) - از تذكرهء سخنوران نائين .