نمىدانم
نمىدانم كه اندُه يا طرب چيست * گناه گيتى و آب عنب چيست
فرود تودهء غبرا چه دارد * فراز گنبد نُه تو قبب چيست
اگر برهان پيدا اشعرى راست * مزاج اعتزالى را سبب چيست
اگر صوفى خدا را يك شمارد * وصول و خلسه و جذب و طلب چيست
اگر هر سو كنى رو ، رو سوى اويست * نهاد كعبه را فرض ادب چيست
اگر بيمار خود را خود طبيب است * شما را دور از او اين تابوتب چيست
اگر داند كه جز كويش ندانى * دلش بر ما نمىسوزد سبب چيست
گر از حسن ازل اين جلوهها خاست * گناه لعبتان نوشلب چيست
و گر ما نيز گفتند اين سخنها * نه تنها من همىگويم غضب چيست
چه خوش فرمود هركس بود فرمود * از اين به بر تن برهان سلب چيست
شمال از جانب بغداد خيزد * گناه از مردم شطّ العرب چيست
« اديبا » با چنين خويى كه او راست * عجب نبود كه خون ريزد عجب چيست
كوس وحدت
باز ناقوس انا الحق برملا بايد زدن * كوس وحدت بر سر دار الفنا بايد زدن
بر نهاد آخشيجى آستين بايد فشاند * بر سرشت اسطقسى پشت پا بايد زدن
روزگار آيينه است آرى ، ولى هستىنماست * سنگ بر آيينه هستىنما بايد زدن
تابش خورشيد هستى ز آسمانِ نيستىست * خيمهء جهد و طلب در صقع لا بايد زدن
جلوهء هو در ميان جمع ننمايد جمال * حلقة الباب سراى انزوا بايد زدن
يك كف از خاك فنا صد چشمهء آب بقا * مدّعى را فالى از ديوان ما بايد زدن