تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

نمىدانم

نمىدانم كه اندُه يا طرب چيست * گناه گيتى و آب عنب چيست فرود تودهء غبرا چه دارد * فراز گنبد نُه تو قبب چيست اگر برهان پيدا اشعرى راست * مزاج اعتزالى را سبب چيست اگر صوفى خدا را يك شمارد * وصول و خلسه و جذب و طلب چيست اگر هر سو كنى رو ، رو سوى اويست * نهاد كعبه را فرض ادب چيست اگر بيمار خود را خود طبيب است * شما را دور از او اين تاب‌وتب چيست اگر داند كه جز كويش ندانى * دلش بر ما نمىسوزد سبب چيست گر از حسن ازل اين جلوه‌ها خاست * گناه لعبتان نوش‌لب چيست و گر ما نيز گفتند اين سخنها * نه تنها من همىگويم غضب چيست چه خوش فرمود هركس بود فرمود * از اين به بر تن برهان سلب چيست شمال از جانب بغداد خيزد * گناه از مردم شطّ العرب چيست « اديبا » با چنين خويى كه او راست * عجب نبود كه خون ريزد عجب چيست

كوس وحدت

باز ناقوس انا الحق برملا بايد زدن * كوس وحدت بر سر دار الفنا بايد زدن بر نهاد آخشيجى آستين بايد فشاند * بر سرشت اسطقسى پشت پا بايد زدن روزگار آيينه است آرى ، ولى هستىنماست * سنگ بر آيينه هستىنما بايد زدن تابش خورشيد هستى ز آسمانِ نيستىست * خيمهء جهد و طلب در صقع لا بايد زدن جلوهء هو در ميان جمع ننمايد جمال * حلقة الباب سراى انزوا بايد زدن يك كف از خاك فنا صد چشمهء آب بقا * مدّعى را فالى از ديوان ما بايد زدن