تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

حكمت طراز

ساقى بيا و درگه ميخانه باز كن * مطرب تو نيز پردهء مستانه ساز كن طرز غزل رها كن و حكمت طراز باش * بشنو ز من حقايق و ترك مجاز كن چون موسى كليم ز پستان مام نوش * شير و ز شير دايهء بد احتراز كن آز و فريب ، دشمن ناموس عالم‌اند * نفرين بر اين دو ديو ، به جاى مجاز كن مرگت پزشك به چو شود در تن سترگ * جان باز و ، برگ‌دار و ، از مرگ ساز كن ناز و نياز قسمت معشوق و عاشق است * در پيش دوست آنچه توانى نياز كن اى مهربان شبان و كشاورز برده رنج * غافل مخفت و ديده به شيب و فراز كن روز و شبان به دشت و بيابان درون حذر * بر كشتمند و گلّه و گرگ و گراز كن پرخون ، دل از سپهرم و لب‌بسته از گله * يا رب تو نطق بسته‌ام از لطف باز كن

نكوهش جهان « 1 »

يكى گل در اين نغز گلزار نيست * كه چيننده را زان دو صد خار نيست منه دل بر آواى نرم جهان * جهان را چو گفتار ، كردار نيست مشو غرّه بر عهد و زنهار وى * كه نزديك وى عهد و زنهار نيست ز پيكان اين بسته زه بر كمان * نديدم يكى دل كه افگار نيست كدامين زدوده دل از غم كز او * سرانجام بر دلش زنگار نيست فروبند ، جنبنده لب از گله * كه اين بد كُنش را ز كس عار نيست كسى كو گله آرد از بدگهر * هم از بدگهر كم به مقدار نيست گهى قيرگون گه چو روشن چراغ * جز اين دوجهان را دگر كار نيست ستوهى فزايد مكرّر همى * چرا دلت رنجه ز تكرار نيست
هامش
( 1 ) - ملك‌الشعراء بهار ، چكامه‌اى به استقبال قصيدهء اديب پيشاورى سرود ، بدين مضمون :جهان جز كه نقش جهاندار نيست * جهان را نكوهش سزاوار نيستو در مجلهء ارمغان به چاپ رسيد . به دنبال آن مدير مجلهء ارمغان موضوع « ستايش يا نكوهش جهان » را به مسابقه گذاشت و جمعى از اساتيد شعر و ادب در اين مسابقه شركت كردند و در شماره‌هاى سال 11 و 12 همان مجله به چاپ رسيد و چكامهء اسماعيل اميرخيزى بهترين قصيده شناخته شد و برنده گرديد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 212 | سيد محمد باقر برقعى