تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

ادب ( 1309 )

حسين بيضايى ، متخلص به ادب ، فرزند حسن بيضايى ، در سال 1309 هجرى شمسى در كاشان چشم به جهان گشود . وى در خاندانى پرورش يافت كه اكثر آنها اهل شعر و ادب بوده‌اند . اديب بيضايى و ذكايى بيضايى عموهاى او بوده و با شادروان حسين پرتو بيضايى عموزاده است . حسين بيضايى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به انجام رسانيد و در سال 1325 به تهران مهاجرت كرد و در انجمن ادبى تهران كه به رياست عمويش ذكايى بيضايى تشكيل مىشد از اعضاى ثابت آن بود و در ضمن بديع و عروض و قافيه را نزد عموى خود فراگرفت و با فنون شعر و رموز آن آشنايى يافت و نيز به چند محفل ادبى ديگر در تهران راه يافت ، به تدريج شعرش مايه گرفت و شكوفايى پيدا كرد . ادب از شاعران غزل‌سراست و از شيوهء صائب پيروى مىكند و غزل را هم خوب مىسرايد . او در ميان شعراى متقدم به سعدى و حافظ دلبستگى خاصى دارد و از حبسيات مسعود سعد سلمان لذت مىبرد .

گوهر مراد

چون نيست رخصتى كه بيايم به كوى تو * هر شب خيال خويش فرستم به‌سوى تو باد صبا مگر ز سر كويت آمده‌ست * كامشب پر است صحن سرايم ز بوى تو آن‌كس كه گفت دل ز وفاى تو بركنم * يا آنكه بود دشمن من يا عدوى تو آسان بود گذشتن از دوجهان وليك * مشكل توان گذشت ز يك تار موى تو مانديم ما و دل به اميدى كه يك‌نفس * شايد دوباره سير ببينيم روى تو
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 202 | سيد محمد باقر برقعى