شب مهتاب
هنگام شب و فروغ مهتاب * با لحن نسيم نوبهارى
وين زمزمهء ملايم آب * آهسته به روى سبزه جارى
وانگاه در اين ميانه سرخوش * مرغى به ترانههاى دلكش
جوانى
شبهاى بهار و عشق و مهتاب * مخصوص عوالم جوانى
تابيده ز عكس ماه در آب * بر قلب ، فروغ شادمانى
با يار نشسته دست در دست * بالاتر از اين سعادتى هست ؟
در جلوه فضاى جنگل از دور * از پرتو روشنايى ماه
تابيده به روى برگها نور * وانگاه گشوده زان ميان راه
افكنده به درّه روشنايى * افزوده به جلگه دلربايى
منظرهء يك ديه در شب ماه
در دامنه از ميان اشجار * خوشمنظره قريهايست پيدا
آنجا به ميان موج انوار * گرديده سكوت حكمفرما
زين سير و سكوت و وقر مهتاب * گويى كه طبيعت است در خواب
از پنجرهاى ز پشت اشجار * پيداست يكى فسرده دختر
دلدادهء كيست كاينچنين چنين زار * بنهاده به روى دستها سر
آهسته رموز عشق با آه * گويد به زبان قلب با ماه
كاى ماه ببر به ماهم امشب * زين عاشق دل شكسته پيغام
رفته است تويى گواهم امشب * از دست من اختيار و آرام
من جز تو دگر كسى ندارم * پيغام مرا ببر به يارم