تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

شب مهتاب

هنگام شب و فروغ مهتاب * با لحن نسيم نوبهارى وين زمزمهء ملايم آب * آهسته به روى سبزه جارى وانگاه در اين ميانه سرخوش * مرغى به ترانه‌هاى دلكش

جوانى

شبهاى بهار و عشق و مهتاب * مخصوص عوالم جوانى تابيده ز عكس ماه در آب * بر قلب ، فروغ شادمانى با يار نشسته دست در دست * بالاتر از اين سعادتى هست ؟ در جلوه فضاى جنگل از دور * از پرتو روشنايى ماه تابيده به روى برگها نور * وانگاه گشوده زان ميان راه افكنده به درّه روشنايى * افزوده به جلگه دلربايى

منظرهء يك ديه در شب ماه

در دامنه از ميان اشجار * خوش‌منظره قريه‌ايست پيدا آنجا به ميان موج انوار * گرديده سكوت حكمفرما زين سير و سكوت و وقر مهتاب * گويى كه طبيعت است در خواب از پنجره‌اى ز پشت اشجار * پيداست يكى فسرده دختر دلدادهء كيست كاين‌چنين چنين زار * بنهاده به روى دستها سر آهسته رموز عشق با آه * گويد به زبان قلب با ماه كاى ماه ببر به ماهم امشب * زين عاشق دل شكسته پيغام رفته است تويى گواهم امشب * از دست من اختيار و آرام من جز تو دگر كسى ندارم * پيغام مرا ببر به يارم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 173 | سيد محمد باقر برقعى