تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
از گلشنى كه خار برويد به جاى گل * رفتيم و جاى پاى چو شبنم گذاشتيم شيطان به پيش و ما پىاش در ره خطا * گام هوس به شيوهء آدم گذاشتيم « احمد » به طبل بر سر بازار مىزدند * هر راز دل كه بر كف محرم گذاشتيم

آيت حسن

آرزوى دلم اى روشنى جان بازآ * وى مرا شمع شب‌افروز شبستان بازآ آبم از سر گذرانيد ز غم سيل سرشك * وقت امداد شد اى نوگل خندان بازآ آيد آن روز كه از كرده پشيمان گردى * ماه پيمان‌گسلم ! بر سر پيمان بازآ آشتى شيوهء خود ساز و فروهل سر جنگ * تا به مهر تو رسد صلح به سامان بازآ آيت حُسنى و احسان ز تو زيبنده‌تر است * آيت حسن منا ! از ره احسان بازآ آشيان سوخته را بهر تسلّى برخيز * خاطرت شاد بدين كلبهء احزان بازآ آرى اى آنكه شكستى دل « احمد » به ستم * گر دلت بر سر رحم است به تاوان بازآ

مراد دل

ما عاشقيم و بىخبر از كار عالميم * آسوده دل ز اندك و بسيار عالميم ثابت به عشق و ره‌سپر وادى جنون * فارغ ز سير ثابت و سيّار عالميم سودا به چارسوق محبّت كشانده‌ايم * با نقد عشق گرمى بازار عالميم اى خواجه عيب ما به تهىمايگى مكن * گر دست ما تهىست خريدار عالميم قانع به قسمتيم و رضا بر نصيب خويش * خاريم و خوش به اينكه ز گلزار عالميم در كوى عشق دوست ، عزيزيم و معتبر * گيرم به چشم اهل جهان خوار عالميم ما را مراد دل همه ديدار روى اوست * بينى اگر كه طالب ديدار عالميم « احمد » به دوش ما نبود بار منّتى * زين‌رو ز رهروان سبكبار عالميم

فرمان‌بر دل

ديدار رخت روح‌فزا خواهد بود * دل را سخنت عقده‌گشا خواهد بود در ملك دلم حاكمى و نزد تو دل * فرمان‌بر بىچون‌وچرا خواهد بود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 168 | سيد محمد باقر برقعى