تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

احسان ( 1305 )

احسان صانعى ، كه در شعر تخلص به اسم مىكند ، در سال 1305 هجرى شمسى در شهر كاشان چشم به جهان گشود . پدرش سيد رضا صانعى ، از شاعران و نقاشان بنام كاشان بود و در چند رشته هنرى كار مىكرد و در آنها مهارت و استادى داشت . احسان تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به پايان رسانيد و پس از گذراندن دورهء تربيت معلم به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در مدارس شهر خود به تدريس پرداخت و سالها در اين رهگذر به تعليم و تربيت فرزندان شهرش خدمت كرد تا اينكه بازنشسته گرديد . احسان صانعى شعر و شاعرى را از دوران كودكى آغاز كرد و هنگامى كه در كلاس پنجم ابتدايى بود موضوع انشايى كه آموزگار تعيين كرده بود ، آن را به صورت نظم درآورد و براى استادش خواند كه مورد تشويق و تحسين قرار گرفت . احسان مىگويد : « دو كس در كار شاعرى و موفقيت من در شعر مؤثر بوده‌اند ، يكى پدرم كه مرا مورد تشويق قرار مىداد و ديگر حسينعلى منشى كه دبير دبيرستان بود و سمت استادى داشت و در رفع نواقص و نارساييهاى شعرم راهنما بود . » احسان كه از اعضاى مؤثر انجمن ادبى سخن مىباشد تاكنون مجموعهء شعرى به چاپ نرسانيده ، اما آثارش در صفحات ادبى بعضى از روزنامه‌ها و مجله‌ها به چشم مىخورد .

گلواژه‌هاى اشك

عكس تو را به شيشهء دل قاب مىكنم * جان را به شوق وصل تو بىتاب مىكنم از خواب ناز تا نپرد چشم مست تو * طفل هوس به دامن دل خواب مىكنم