جاى من در اين دشت غمگين نيست * كه در بالاى فرقدين است . »
( 5 )
زه كمان بر گردن خفهاش كردند . * پيكر بىنفس را از بام سراى افكندند .
استخوانهاى خُرد شدهاى را در آتش * سوزاندند .
خاكسترش را به باد دادند : * آرام گرفتند .
كار پايان يافت . * و بهسوى خانه شدند .
ولى سرود پرتوهاى ناب را * كسى خفه كردن ،
از بام سراى افكندن و سوختن * و خاكستر به باد دادن
و كار پايان يافته شمردن * و بهسوى خانه شدن نيارست .