تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
جاى من در اين دشت غمگين نيست * كه در بالاى فرقدين است . »
( 5 )
زه كمان بر گردن خفه‌اش كردند . * پيكر بىنفس را از بام سراى افكندند . استخوانهاى خُرد شده‌اى را در آتش * سوزاندند . خاكسترش را به باد دادند : * آرام گرفتند . كار پايان يافت . * و به‌سوى خانه شدند . ولى سرود پرتوهاى ناب را * كسى خفه كردن ، از بام سراى افكندن و سوختن * و خاكستر به باد دادن و كار پايان يافته شمردن * و به‌سوى خانه شدن نيارست .