تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و با علم سيميا در نهان سپهر نگريست * و به جادويى جهانها و رويدادها را در برابر ديدگان شگفت‌زدگان برانگيخت * آرى خداوند را با دانشوران پيمانيست تا آنان سخن گويند .
( 2 )
اينك مشّايى در سوييست * و اشراقى در سويى . مشّايى حباب را درمىيابد * و اشراقى دريا را . مشّايى چراغ را مىنگرد * و اشراقى نور را . مشّايى از پى عَرَض مىرود و اشراقى از پى جوهر . * و آن جوهر نور است : پرتوى ناب ، پرتوى اسپهبدى ، * كه به خود برپاست و دشمن تيرگيست . و اين است تجلّى نورى كه خرد است : * خِرد سُرخ ! در هر سخن رمزيست . * و در هر رمزى اشارتى و هر اشارتى را بشارتى .
( 3 )
اگر زبان را بدان داده‌اند كه سخن گويم * و سخن را بدان داده‌اند كه انديشه برملا كنم ، * از اين كار چرا پروا كنم ؟