تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
شده بود و سرانجام در سال 1368 چشم از جهان فروبست . احسان طبرى آثار و تأليفات زيادى از خود به‌جا گذاشت ، از آن جمله است : دوزخ ، شغالشاه ، شكنجه و اميد ، برخى بررسيها دربارهء جنبشها و جهان‌بينيهاى اجتماعى در ايران ، فروپاشى نظام سنتى و زايش سرمايه‌دارى ، جامعهء ايران در دوران رضا شاه ، شناخت و سنجش ماركسيسم ، رد تئورى همگرايى ( سياسى ) ، سفر جادو ، نوشته‌هاى فلسفى و اجتماعى ، خانواده برومند ( داستان ) ، بررسى چند مسألهء اجتماعى ، جامعه و جامعه‌شناسى ، دانش و بينش ( در زمينهء عرصه‌هاى نوين علمى ) ، حماسهء گئومات ( نمايشنامه ) ، پنجامه ( مجموعه داستان ) ، چشمان قهرمان باز است ( مجموعه داستان ) ، فرهاد چهارم ( داستان ) شمه‌اى دربارهء شناخت ايران و جهان ، انسان و پراتيك اجتماعى و رفتار فردى وى ( در زمينهء اخلاق ) ، از ميان ريگ‌ها و الماس‌ها ( مجموعه شعر ) ، دريچهء پاييز ( مجموعه شعر ) ، خوابگونه ( مجموعه شعر نو ) ، سيماى يك انقلابى ، گفتگو با يك روشنفكر مأيوس ( نمايشنامه ) ، زايش و تكامل تئورى انقلابى ، دههء نخستين ( داستان ) ، چهره‌خانه ( داستان ) ، راندهء ستم ( داستان ) ، بررسيهاى اجتماعى و تاريخى ، برخى مسائل حاد انقلاب ايران ، و چند اثر ديگر .

اميد

زيباتر از جهان اميد اى دوست * در عالم وجود جهانى نيست هر عرصه را بهار و خزانى هست * در عرصهء اميد خزانى نيست
* *
صد بار زهر يأس مرا مىكشت * گر پادزهر من نشدى اميد در تيرگى رنج ، رهم بنمود * بس شام تيره تابش اين خورشيد
* *
تا آن زمان كه شهپر بوم مرگ * در جايگاه من فكند سايه در كارزار زندگىام بادا * از جادوى اميد بسى مايه

در مرگ خسرو روزبه

تاريخ كه بر باد رود رنج و سرورش * نازد به سزاوار به گردان غيورش يك گرد كه در معبد تاريخ فنا گشت * همپايه همىدان به هزار و به كرورش