[ الف ]
احسان ( 1368 - 1295 )
احسان طبرى ، در سال 1295 هجرى شمسى در شهر سارى از مادر زاد . پدرش فخر طبرى در عدليه كار مىكرد و چون گويندهاى توانا بود در مجالس خصوصى به وعظ و تبليغ دينى مىپرداخت و چندى نيز در سلك اهل عرفان و تصوف درآمد و لقب فخر العارفين يافت .
پدربزرگش شيخ على اكبر طبرى جويبارى از علماى طراز اول مازندران بود و در زمان حيات موقعيت و اعتبار خاصى در ميان مردم داشت .
احسان در ششسالگى به مكتب سيد عبد المجيد رفت و قرآن را تعليم گرفت و خواندن و نوشتن آموخت ، نصاب الصبيان و كتابهاى جودى و جوهرى را نيز خواند ، چون از استعداد و هوش سرشار و حافظهاى نيرومند برخوردار بود پيشرفتش از همان كودكى چشمگير و موجب شگفتى گرديد ، در هفتسالگى به مدرسهء احمديه رفت و پس از پايان دورهء ابتدايى به علت تبعيد پدرش به تهران به اتفاق مادرش به آن شهر عزيمت كرد و دورهء دبيرستان را هم به انجام رسانيد ، آنگاه به دانشكدهء حقوق راه يافت و فارغ التحصيل شد در خلال تحصيل در دانشكدهء حقوق به فراگرفتن علوم ادبيه و عربيه پرداخت و در مدرسهء سپهسالار نزد استادان فن كسب دانش كرد و با فلسفه و علوم عقلى نيز آشنايى كامل يافت و بصيرت كافى به دست آورد .
طبرى در سال 1316 همراه گروه پنجاه و سه نفر ياران دكتر تقى ارانى دستگير و زندانى شد و در سال 1320 پس از تبعيد رضا خان به جزيرهء موريس از زندان آزاد گشت و در فعاليتهاى حزب توده شركت جست و از اعضاى برجستهء آن گرديد و پس از چندى به اراك تبعيد شد و در سال 1325 در كنگرهء نويسندگان در تهران شركت كرد و در سال