تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بر دست صاحبان طلا زل نمىزنم * زل مىزنم ولى دايم به چشم باز * بر دست مردمان بىسر و بىپا ، زيرا به عقل ناقصم از سالهاى سال * جستم به دست خلق راه نجات نوع خود را .
تهران 1332

جستجو

سالها با آنكه مرغى در قفس بودم ، * آسمان در زير پايم بود روى درياها و روى دشتها پل مىزدم ، با فكر . * كشور خورشيد را با پرتدبير خود تسخير كردم من * بس در و دروازه بگشودم كه تا امروز پاى بس عابر * مانده حيران در طريق
*
سالها با آنكه مرغى در قفس بودم * بر فراز شهرها من بال بگشودم ديدم انسانها به زنجيرند ، * ديدم انسانهاى ديگر را كه از زنجير مىسازند خيش بهر كشت فرداشان * مىشنيدم بر فراز شهرها ، با آنكه مرغى در قفس بودم ، ناله انسان و حيوان را * مىشنيدم نغمه‌هاشان را