تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
آهنگ نواى روح‌بخشش « آيت » * از نغمهء باربد مرا خوش‌تر بود آن مونس و غمخوار و معين و ياور * آن مايهء افتخار من مادر بود

آهوى رميده

در آرزوى رويت اى نور هر دو ديده * عمريست اين دل من جور و جفا كشيده محنت‌كش بلايم با درد آشنايم * بر صفحهء رخ من خوناب دل چكيده آن روز كز جفايت خون شد دلم به پايت * جاى سرشگم از غم خون مىچكد ز ديده جز درد و رنج حسرت از زندگى نديدم * كس ميوهء سلامت زين بوستان نچيده ديگر از اين زمانه آزرده و ملولم * اى مرگ همّتى كن جانم به لب رسيده تير از كمان رها شد و ز سر گذشت آبم * در دام مشگل افتد اين آهوى رميده راه وصال جانان آسان نمىشود طى * بس خارها در اين ره بر پاى دل خليده پيرى رسيد « آيت » دلبر به بر نيامد * طى شد جوانى من كام از جهان نديده

ياد جوانى

سالها در آتش بىهمزبانى سوختم * سوختم در اشتياق يار جانى سوختم هم به دوران جوانى سوختم از سوز عشق * هم به پيرى در غم ياد جوانى سوختم من كه پيش سيل غم بودم چو كوهى استوار * از شرار فتنه‌ها در ناتوانى سوختم همچنان مرغى كه تنها مانده در كنج قفس * سوختم از تاب بىهم‌داستانى سوختم سوختم امّا كسى سوز درونم را نديد * آشكارا نيست سوز دل ، نهانى سوختم اى خوشا آن‌كس كه نادان آمد و نادان برفت * من در اين آتشفشان از نكته‌دانى سوختم خوش به حال آنكه « آيت » بىخبر از رازهاست * با كه گويم راز دل كز رازدانى سوختم