تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

گرفتار

غمگين و دل فسرده و تنها نشسته‌ام * محزون و بىنصيب و پريشان و خسته‌ام با ديدهء اميد نگه مىكنم به راه * هرچند نااميد و ز غم دل شكسته‌ام تا در سرم خيال تو را پرورانده‌ام * از دوستان بريده ز ياران گسسته‌ام ازبس ز قيد عقل مصيبت كشيده‌ام * آزادگى گزيده و از قيد رسته‌ام خواهم كه پر كشم به هوايت ولى چه سود * چون طايرى اسير و پروبال بسته‌ام دانند آسمان و مه و اختران كه من * در انتظار يار چه شبها نشسته‌ام گرديده‌ام اسير و گرفتار دام تو * از دامهاى سخت دگر گرچه رسته‌ام
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 125 | سيد محمد باقر برقعى