تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 921

مساهمون:

ص٩٢١
قابل توجّه آنكه : استاد علّامه ، ابحاث وارده را ، كاملا قرآنى مطرح كرده ، از طفره رفتن ، و گريز به مطالب بيرونى ، پرهيز نموده ، صرفا مطالب را از ديدگاه قرآن ، و با عرضه كردن آيات بر يكديگر ارزيابى نموده است ، و اين نكتهء ظريفى است ، كه از نظر تيزبينان ، دور نيست . و نيز از جنبه تفسير ترتيبى ، هرآنچه طالبين تفسير از نكته‌ها و ظرافت‌هاى ادبى و اشارت‌هاى علمى و ارزشها و نيز شرح و تفسير و رفع ابهامها كه به آن نياز دارند ، برآورده نموده ، با ذوقى سرشار و قدرتى شگرف ، تمام ابعاد آن را مورد بررسى قرار داده است .

2 . وحدت موضوعى در هر سوره :

از ديگر ويژگىهاى ، اين تفسير ، مطرح نمودن مسألهء « وحدت موضوعى » ، هر سوره است . به اين بيان كه تمام سوره‌هاى قرآن هريك داراى هدف به خصوصى است ، كه آن را با مقدّمهء ظريف دنبال مىكند ، و با خاتمهء بس شيوا ، به پايان مىرساند . اختلاف عدد آيات سوره‌ها نيز به همين امر ، بستگى دارد . تا مقصود نهايى انجام نگيرد ، سوره ، به پايان نمىرسد . و كوچكى و بزرگى هر سوره ، به كوتاهى و بلندى هدف و مقصود از هر سوره وابسته است . آنچه علماى علم بيان ، تاكنون به آن رسيده‌اند ، مشتمل بودن هر سوره بر مقدّمه‌اى متناسب « حسن مطلع » ، و خاتمه‌اى هماهنگ « حسن ختام » ، است . كه از محسّنات بسيار ظريف علم « بديع » است . و يك سخنور توانا و نويسندهء قدرتمند ، ضرورت دارد . مطلب خود را به احسن وجه شروع نمايد ، بگونه‌اى كه شنونده يا خوانندهء مقاله ناگهان با مطالبى غير مترقّبه ، مواجه نگردد . و تا ذهنيّت او را آماده نكند ، وارد مطلب نشود .

3 . روح كلى حاكم بر كل قرآن :

سوّمين ويژگى ، نظريهء سريان و جريان يك روح كلّى و حاكم بر سرتاسر قرآن است ، كه بر تمامى آيات و سوره‌هاى آن ، سايه افكنده ، حقيقت و جان كلام الهى ، را تشكيل مىدهد . استاد علامه طباطبائى ، بر اين باور است ، كه در پس ظاهر الفاظ و معانى ، حقيقتى والاتر نهفته است ، كه گوهر قرآن و بطن آن را ، تشكيل مىدهد . اين روح كلّى ، داراى وحدتى استوار ، و از هرگونه تجزيه و تفصيل مبرّا است . و آن حقيقت همانند روح در جسد ، عينيّت وجودى دارد ، و سرمنشأ ، تمامى احكام و شرايع و بيانات قرآن مىباشد . كه نه از سنخ الفاظ و نه از سنخ مفاهيم است . بلكه از سنخ عالم امر است . كه در جايگاه بلند عالم ملكوت قرار دارد ، و هرگز دست آلودهء خاكيان بدان نمىرسد . اشاره به آيات ذيل مناسب است :
« وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا . »
« 1 »
« وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ . »
« 2 »
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . »
« 3 »

4 . شناخت ارتباط آيات :

ويژگى چهارم : عينيّت بخشيدن ، به مسألهء « القرآن يفسّر بعضه بعضا » مىباشد اين ويژگى با چنان قدرت مطلقه پيش مىرود به حدّى كه تمامى آيات مرتبط با يكديگر كنار هم قرار مىگيرند به گونه‌اى كه هريك از آيات نسبت به آيات ديگر ، رافع ابهام و شارح آن بوده است . البتّه رجوع به قرآن ، براى فهم قرآن ، و استشهاد از آياتى ، براى آيات ديگر سابقهء طولانى دارد ، و به عهد اوّل برمىگردد ، زيرا بهترين راه براى فهم مطالب ، رجوع به ديگر سخنان هر متكلّمى است ، و قرآن از اين لحاظ ، قطعىترين و اولىترين سند
هامش
( 1 ) سوره شورى ، آيه 52 . ( 2 ) سوره زخرف ، آيه 4 . ( 3 ) سوره واقعه ، آيات 77 و 78 و 79 .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 921 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي