رسمى براى مراجعه مىباشد ، و مطمئنّترين وسيلهاى است ، براى راه يافتن به حلّ . ولى مشكل اين كار عدم احاطه ، و نبود آگاهى كامل ، در شناخت آيات مرتبط به يكديگر است ، شايد بيشتر مفسّرين در موقع تفسير يكآيه ، ندانند ، يا غفلت كنند ، كدام آيات ، براى حل ابهام آيهء حاضره ، مفيد و قابل استفاده مىباشد .
مفسّر عاليقدر ما در اين زمينه ، قدرت عجيبى از خود نشان داده ، كه احاطهء كامل ايشان را مىرساند .
تا آنجا كه اين خصوصيّت ، از ويژگىهاى اين تفسير عظيم الشأن ، به شمار مىآيد . در الميزان ، براى تفسير يكآيه ، احيانا چندين آيهء ديگر ، مورد استشهاد قرار مىگيرد ، كه انسان را به تعجّب و شگفت وامىدارد ، خصوصيّتى كه غالبا در تفاسير ديگر ، از آن غفلت شده است .
5 . جايگاه فطرت پاك ، در وصول به حقايق :
پنجمين ويژگى تفسير الميزان ، نحوهء تفسير و استنباط مقاصد عاليهء قرآن است ، كه با تدبّرى عميق و شيوهاى جدا از ديگر شيوهها ، به سراغ آيات قرآن رفته است .
قرآن كريم در بيان مطالب ، شيوهاى خاصّ دارد ، كه از ديگر شيوهها جدا است . قرآن براى رساندن مطالب ، و مقاصد خود ، و القاء مفاهيم عاليه ، روشى جز روشهاى معموله - در تفهيم و تفهّم متعارف - دارد ، كه بيشتر با وجدانها و با فطرت و ضمير آدمى ، سروكار دارد ، و اگر كسى خواسته باشد ، صرفا از همين روشهاى معمولى ، براى كسب مطالب قرآن ، استفاده كند ، بسى اشتباه رفته است ، زيرا اين قرآن فروغى است ، كه هر دلى آمادگى تابش آن را ندارد .
« وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا . »
« 1 »
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ . »
« 2 »
صرفا پاكسرشتان و پاكانديشانند ، كه آمادگى بهرهگيرى كافى از قرآن را دارند . و مىتوانند ، پرده از چهرهء اين گوهر تابناك ، بردارند .
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . »
« 3 »
مفسّر عاليقدر ما ، با همين ديد تيزبين ، با همّتى و الا پايههاى تفسير گرانمايهء ، خود را پىريزى نموده ، و كاملا در اين راه موفّق بوده ، و حقايقى گرانبها به دست آورده چيزى كه ديگران كموبيش از آن ، محروم بودهاند .
اكنون با مطرح ساختن نظريّههاى ارزشمند و عميق دو استاد مبرّز معارف قرآنى حوزهء علميّه قم خود را بىنياز از سخن ، در حقّ الميزان ، مىدانيم . با توجّه به اين نكته كه سخنان خود را پيرامون اين اثر نفيس ارزشمند ، در جلد اول ، « مفاخر آذربايجان » ، ( صفحات 540 تا 557 ) گفتهايم ، و تكرار آن مخلّ بلاغت مىباشد .
921 . حواشى ناصرى بر كشف الاسرار [ چ 1392 ه . ق ]
مؤلّف اصلى تفسير ، ابو الفضل بن احمد بن مهريزد ميبدى ، از بزرگان دانشمندان اواخر سدهء پنجم و اوائل قرن ششم هجرى است . كه به اهل بيت رسالت ( ص ) ، علاقه و محبّت فراوانى ، داشته است .
و به آنان احترام و فوق عادت قائل بوده است . و اين احترام و اهتمام را مىتوان ، در طول كشف الأسرار ، مشاهده نمود . به ويژه طبق احصاء و بررسى آقاى دكتر سادات ناصرى ، در جلد 2 ، ص 147 و 547 و جلد سوم صفحه 149 تا 151 - 180 تا 183 و جلد دهم ، صفحات 21 - 27 - 294 - 321 - 458 - 577 - 637 - 687 و موارد ديگرى كه هنوز كاملا بررسى نشده است ، پيدا نمود ، و مطالعه كرد .
هامش
( 1 ) سورهء شورى ، آيه 52 .
( 2 ) سورهء نور ، آيه 40 .
( 3 ) سورهء واقعه ، آيات 77 و 78 و 79 .