اعصار پيشين و مصاديق اختراع شده در عصر صنعت ، امتياز فراوانى از لحاظ مصاديق وجود دارد .
ولى همه آنها در مفاهيم جامع اسامى يادشده ، مندرج مىباشند . زيرا لفظ در مفهوم استعمال مىشود . نه در مصداق ، و تفاوت مصداق موجب تبدّل ، مفهوم نخواهد بود .
9 . مرحوم علّامه ، ( قدّس سرّه ) ، تنزّل قرآن كريم را بطور تجلّى مىدانستند . نه تجافى ، لذا معارف طولى آن را مورد نظر داشته و هريك از آنها را در رتبهء خاصّ خويش ، قرار مىدادند . و هيچكدام از آنها را مانع حمل بر ظاهر و حجّيت ، و اعتبار آن نمىديدند . اصالت ، را در هنگام تفسير به ظاهر مىدادند . و هرگز در مقام تفسير مفهومى آيه ، اصل را باطن نمىدانستند ، كه فقط بر آن حمل گردد ، بلكه از راه حفظ و حجيّت ظاهر آن ، به باطن راه يافته و از آن باطن به باطن ديگر ، سلوك مىكردند . كه روايات معصومين ( ع ) ، نيز اينچنين است . « 1 »
10 . مرحوم علّامه ، ( قدّس سرّه ) ، معارف دينى را جزء ماوراى طبيعت مىدانستند لذا آنها را منزّه از احكام مادّه و حركت دانسته ، و افزونى و كاهش مادّى را در حريم آنها روا نمىديدند .
دين را سنّت اجتماعى ، قابل تطوّر و تحوّل ، و در نتيجه مستعدّ فرسودگى ، و كهنگى ندانسته ، و اين طرز تفكّر را به شدّت مردود مىدانستند ، « 2 » لذا همه ظواهر دينى را كه راجع به اصل إعجاز يا انواع گوناگون آن بود محترم مىشمردند ، و از آنها حمايت مىنمودند .
طرز تفكّر وهّابيت را - كه خود نوعى مادّيت است ، در كسوت مذهب ، باطل دانسته ، و همواره آن را مخالف عقل و وحى مىشمردند ، چه اينكه روش تفسيرى مبتنى بر اصالت حسّ و تجربه ، و نيز روش تفسيرى مبتنى بر اصالت عمل را باطل دانسته ، « 3 » و معيار درستى انديشه را عقل ، قرار مىدادند . « 4 » نه حسّ و تجربه ، و نه عمل .
11 . آشنائى كامل مرحوم علّامه ، با قرآن كريم ، نه تنها موجب شد ، كه آيات و كلمات قرآن مجيد ، را با ارجاع به يكديگر حلّ كنند ، بلكه در تفسير حروف مقطعه نيز همين سيرهء حسنه را إعمال مىنمودند ، زيرا به كمك بررسى سورههائى كه داراى حروف مقطعهء بسيط هستند ، مانند : « الم » و « ص » ، و بررسى سورههايى كه داراى حروف مقطّعه مركّب ، مىباشند ، مانند : « المص » ، پى مىبردند ، كه حرف مقطّع رمزى است به محتواى سوره و اشارهاى سرّى ، به مضمون آن دارد . حتى انس فراوان مرحوم به قرآن كريم ؛ موجب شد ، كه با تدبّر در متن سوره ، با قطع نظر از مسائل تاريخى ، اطمينان حاصل نمايد . كه آن سوره در مكّه نازل شده است . يا در مدينه . سپس شواهد نقلى ، آن را تأييد مىنمود .
* ويژگى قيّم « تفسير الميزان »
همانطور كه قرآن مخزن همه علوم است ، تفسير استاد علّامه طباطبايى ، نيز مخزن همه آراء و افكار و علومى است ، كه اين حكيم الهى از آن بهرهمند شده و به ديگران رسانده است . و لذا عدّه زيادى از ميوههاى اين شجره طوبى بهره مىگيرند منتهى شرطش ، در قرآن آمده است . كه :
« وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا »
( سورهء مريم ، آيهء 25 ) .
« شاخهء درخت خرما را بهسوى خود ، بجنبان تا رطبى تازه بر تو بريزد . » يعنى اين شاخه را تكان داد .
كتابهاى مرحوم استاد علّامه ( ره ) را هم بايد ورق زد ، و با نوشتههاى ايشان انس گرفت . و اگر تكانى به شاخه شجرهء طوباى تفسير و حديث و علوم عقلى ،
هامش
( 1 ) بحار ، چاپ بيروت ، ج 89 ، ص 377 .
( 2 ) الميزان ، ج 1 ، ص 60 - 61 و ج 5 ، ص 211 .
( 3 ) الميزان ، ج 1 ، ص 5 .
( 4 ) الميزان ، ج 1 ، ص 4 .