آيه ، فصلى را تحت عنوان ، « بحث روائى » ، به نقل و نقد روايات مىپردازد .
و شأن نزول آيات را غالبا در همين بخش مىآورد . . . .
* نظر استاد جوادى آملى
تبيين روش تفسيرى استاد علّامه را به دست تواناى خرّيت فن و متخصّص معارف قرآنى ، حضرت آية اللّه جوادى آملى ، قرار مىدهيم . تا سيره تفسيرى استاد ، را آنچنانكه سالها در مكتب او زانو زده است ، تبيين و تشريح نمايد .
ايشان روشهاى تفسيرى استاد ، را در چند فصل يادآورى نمودهاند ، كه به اجمال به آنها مىپردازيم .
1 . تفسير قرآن به قرآن :
در كيفيّت استدلال يا استمداد ، از آيهاى براى آيه ديگر ، سيرهء مفسّران آيات الاحكام چنين بوده و اينچنين مىباشد ، كه در استنباط حكم فقهى از قرآن ، آيات مقيده را شاهد تقييد آيات مطلقه قرار مىدادند . و همچنين آيات خاصّه را سند تخصيص آيات عامّه مىدانند . و نيز دربارهء مجمل و مبين و ديگر فنون اصولى و فقهى ، همين روش را داشتند .
كه از مجموع آيات بعد از تقييد يا تخصيص ، يا تبيين و مانند آن حكم فقهى ، را در محدودهء آيات الاحكام استنباط مىنمايند .
همچنين سيرهء مفسّران ادبى نيز بر آن بوده و هست . كه در استنباط حكم ادبى ، از لحاظ حقيقت و مجاز لغوى و فصاحت و بلاغت و تشريح فنون گوناگون مجاز مرسل و استعاره ، مجموع بلاغت و تشريح فنون گوناگون مجاز مرسل و استعاره ، مجموع آياتى را كه كلمه يا كلام مورد بحث در آنها به كار رفته است ، فحص و جستجو مىنمايند . و از نحوهء استعمال و اسناد و تقديم و تأخير و اقتران به حروف و ادوات حصر يا شرط يا نظائر آن نكتهء ادبى مورد نظر را استنباط مىكنند .
همچنين روش تفسير كسانى كه قصص قرآن را مىنگارند . يا سنن الهى و سيرهء پيامبران خدا را از قرآن كريم استنباط مىكنند . بر اين محور ، دوران دارد ، كه اين كلمه يا جمله در چند سوره و در كدام آيه به كار رفته ، تا از مجموع آنها ، حكم مورد نظر و مطلب مناسب با رشتهء تخصّصى خود را استنباط نمايند .
اين روشهاى گوناگون كه هر گروهى در استنباط موضوع خاص خويش از جمعبندى آياتى ، چند استفاده مىنمودند . و مىنمايند ، قبل از تفسير « الميزان » ، وجود داشت و بعد از آن نيز رونق بيشترى پيدا كرد ، اما هيچكدام از اينها تفسير قرآن به قرآن نيست كه ويژهء « الميزان » ، مىباشد ، زيرا سرمايهء بسيارى از روشهاى يادشده را « المعجم » تأمين مىنمايد . و موادّ اوّليه استنباط آنان را رجوع به اين كتاب فراهم مىسازد ، سپس مفسّر ، با دريافت كلمات يا كلامهاى مشابه به تدبّر در آنها مىپردازد .
و با استعداد از كتابهاى لغت و مانند آن ، حكم مورد نظر را استنباط مىكند .
اما آنچه كه سيرهء خاصّ « الميزان » ، است ، كه جز در روايات معصومين ( ع ) ، در تفاسير پيشينيان به ندرت ديده مىشود . و بعد از آن هم هنوز به ابتكار خويش باقى است ، همانا شناسائى آيات كليدى ، و ريشهاى قرآن است ، كه در پرتو آن آيات كليدى درهاى بسيارى از آيات ديگر ، گشوده مىگردد . و با شناخت آن آيات ريشهاى اين شجرهء طوبى ، تغذيهء بسيارى از آيات شاخهاى ، روشن مىشود .
در اين شناسائى سخن از كلمه يا كلام مشابه نيست . تا فهرستها و لغتنامهها راهگشا باشند ، بلكه در اين سير بايد از سكوى « المعجم » ، و « كتاب لغت » ، پرواز كرد . و به كنگره ، « و عنده مفاتيح