مؤلف محترم ، مباحثى از تمام علوم قرآن و فنون متعلق به تفسير و تأويل آيات محكم و متشابه و همچنين اعجاز و لزوم تعليم و و حفظ قرآن و فضيلت تلاوت آن و تجويد و معرفت تفسير را شرح و بيان نموده است . و اين اثر را بر چهل باب ، تنظيم نموده است . اين تفسير به زبان گجراتى ، نيز ترجمه شده است . « 1 »
917 . مواهب الرحمن مستنبط [ م 1391 ق ]
مؤلّف آن ، آن آيتاللّه سيد مرتضى بن سيد رضى مستنبط تبريزى غروى ، يكى از كاوشگران علوم و معارف قرآنى شيعه ، در قرن چهاردهم هجرى مىباشد . نام تفسير او ، « مواهب الرحمن فى تفسير القرآن » ، در 30 مجلد ، مىباشد . كه جلد آخر آن ، در سال 1381 ه . ق ، بهوسيله شركت سهامى چاپ كتاب آذربايجان ، به طبع رسيده است . و يكى از تفاسير عصر حاضر مىباشد . و نگارنده فقط جزء سىام قرآن مجيد از آن تفسير را در اختيار دارد .
[ تصوير ] مطالعهء اين كتاب مىرساند ، كه مؤلّف محترم ، از دانش و آگاهى وسيع عقلى و نقلى ، برخوردار بوده است .
* او در پايان تفسير مىنويسد
« برادران حقيقتجو ! كتاب خدا ، با حرف « باء » شروع ، و با حرف سين ، خاتمه پذيرفته است . حرف باء را برحسب شمارش ابجدى ، دو دانستهاند ، و وجود نيز دو قسم بيشتر نيست ، واجب و ممكن .
پس باء اشاره به وجود ممكن مىباشد ، و مشخص است . نخستين موجود عالم امكان پيامبر خداوند ، ( درود بارى تعالى بر او باد ! ) ، مىباشد . چون خود فرمودهاند ، نخستين خلقت ، نور وجود من مىباشد .
پس « باء » كنايه ، از وجود پيامبر خدا ( ص ) ، مىباشد . بر اين اساس كه سرور عارفان و پيشواى متّقيان على ( ع ) فرمودند : من همان نقطه زير باء ، مىباشم . كلمهء « سين » ، نيز از اسامى و نامهاى مقام رسالت ( ص ) ، مىباشد . كه آنچنانكه خداوند متعال ، خطاب به پيامبر عزيزش فرمود :
« يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ »
« 2 » ، حرف سين از خواصّ آن بزرگوار مىباشد .
چون زبر آن با بيّنات آن كه « ى و نون » مىباشد . در عدد ، مطابقت مىنمايد ، چون هركدام از آنها ( 60 ) ، مىباشد . و در اين كلمه ، اشارتى نهفته است . كه هدايت تشريعى پيامبر خدا ( ص ) ، مطابقت با هدايت تكوينى او دارد ، آنچنانكه مفاد قول پروردگار مىباشد ، جايى كه مىفرمايد :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »
« 3 » ( سورهء الروم ، آيهء 30 ) . پس از اين مطابقت ، معلوم مىگردد ، كه رسول اللّه ( ص ) ، همان گونه كه نخستين موجود در عالم تكوين مىباشد ، آخرين پيامبر ، از نظر تشريع نيز مىباشند ، چون خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
« 4 » ، پس او نخستين فردى است ، كه با حرف « باء » ، به او اشارت گرديده است .
پس وجود مسعود او ، محتوى تمام كمالات و حقايق انسانى و اسلامى ، مىباشد . كه در هر كتاب تكوينى و تشريعى مضبوط و مسطور ، شده است .
شاعر چه زيبا در شعر فارسى سروده است ، جايى كه گويد :
اوّل و آخر قرآن ، ز چه باء آمد و سين * يعنى اندر ره دين ، هادى تو قرآن بس « 5 »
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 573 ، به نقل از منابع :
الذريعة ، ج 21 ، ص 26 ؛ معجم الدراسات القرآنية ، ص 281 ؛ نقباء البشر ، ج 1 ، ص 380 .
( 2 ) سورهء 36 ، آيه 1 .
( 3 ) سورهء 30 ، آيه 30 .
( 4 ) سورهء 33 ، آيه 40 .
( 5 ) اقتباس و ترجمه از خاتمه تفسير مواهب الرحمن ، ص 343 - 344 .