صفحه وزيرى ، چاپ و انتشار يافته است .
البتّه كار تفسيرى علّامه منحصر به اين كتاب شريف نيست ، آثار ديگر قرآنى او يكى همين الغدير است :
1 . الغدير سرتاسر تفسير آيات قرآن است . و استناد به آيات الهى و تبيين معانى آنها .
2 . كتابى در تفسير آيه شريفه ،
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ »
( سوره غافر ، آيه 11 ) .
3 . كتابى در تفسير آيه
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . »
( سوره اعراف ، آيه 172 ) .
4 . كتابى در تفسير آيه
« وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً »
( سوره واقعه آيه 7 ) .
5 . كتابى به نام الأسماء الحسنى ، در نامهائى كه در قرآن كريم ، براى على ( ع ) ، آمده است . در تفسير آيه
« وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها »
( سوره اعراف آيه 180 ) . كه مجموعهء آنها را مىتوان ، « الآيات النازلة فى العترة الطاهرة ( ع ) » ، نام برد روحش شاد ! و روانش غريق رحمت باد !
* بخشى از آغاز تفسير
اين سوره ، كه از بركت و شرافت تمام ، موج مىزند ، به اسامى گوناگون نامگذارى شده است . و عموما نمودار فوائد و آثار بسيار قابل توجّهى است ، به اين ترتيب : « المثانى » ، در روايتى از عيّاشى ، با سندش از امام صادق ( ع ) ، روايت كرده است . كه آن جناب فرمود : هرگاه حاجتى براى تو روى داد ، ( مثانى ) ، و يك سورهء ديگر بخوان ، و دو ركعت نماز به جاى آور ، و حاجت خود را از خدا بخواه و راوى اظهار مىكند ، گفتم :
خدا كارساز تو باشد ! ( مثانى ) ، چيست ؟
فرمود : فاتحة الكتاب . « 1 »
2 . آنچنانكه در چندين خبر آمده است « 2 » ، و مولى سبحانه در كتابش آن را به آن اسم ناميده است . جايى كه مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ »
( سوره حجر آيه 87 ) ، اين آيه در جامعيّت سوره فاتحه كه دربرگيرندهء كلياتى از علوم دينى و معارف ، و دروس عالى كه در قرآن وجود دارد ، با صراحت بيان مىكند . كه اين سوره نمودارى كوچك و تصويرى ، از كلّ قرآن مجيد مىباشد اين سوره مجمل و قرآن شرح مفصّل آنست ، بههمينجهت ذات مقدّس الهى آن دو را در مقابل هم قرار داده است . جايى كه مىفرمايد . . . من المثانى و القرآن العظيم و منّتى بر پيامبر اعظم ( ص ) دارد . كه چنين هديّهء الهى را به دو عطا فرمود ، آنچنانكه رسول خدا ( ص ) ضمن حديثى صريحا مىفرمايد : « خدا با فاتحه الكتاب ، منّت خاصّ و جداگانهاى بر من نهاد ، و آن را در مقابل قرآن كه از جلال و شكوه درياى موّاجى است . قرار داد » « 3 » ، و اين تخصيص و ويژگى اشاره به جامعيّت آن سوره مىباشد .
3 . امّالكتاب : نيز روشنگر اين جامعيّت مىباشد . و نامگذارى آن به « امّ القرآن » ، نيز به همين مناسبت مىباشد . كلمه را ازآنجهت « امّالقرى » ، مىنامند ، كه زمين از زير آن گسترده و كشيده و منبسط گرديده است ، آنچنانكه به پوست حاوى اجزاء مغز « امّ الرأس » ، مىگويند . و آتشى كه بر گنهكاران محيط است ، « امّ الإنسان » ، گفتهاند . جايى كه مىفرمايد : « فأمّه هاوية » « 4 » ، اينها عموما نمايانگر اين معنى است ، كه در اين سوره ، دروس عالى معارف الهى و علوم سرشارى ، نهفته است ، كه قرآن عظيم به تفصيل آن را بيان كرده است . به نحوى كه اين سوره مجمل و فشردهء آن تفصيل است ، و هرآنچه
هامش
( 1 ) تفسير عيّاشى ، ج 1 ، ص 22 ، چاپ قم به سال 1380 ه . ق .
( 2 ) صدوق ( ره ) در عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 1 ، ص 300 روايت كرده است .
( 3 ) مرآة العقول ج 1 ، ص 105 .
( 4 ) سوره القارعه آيه 9 ، ص 259 ، بحار ج 92 .