تفسير فوق در يك مجلد به زبان عربى و شيوهء استدلالى شامل آيه نور مىباشد . مؤلف محترم ، به سبك استدلالى با بهرهگيرى از روايات و احاديث خاندان عصمت و نبوت ( عليهم السّلام ) ، به تفسير آيه پرداخته است .
نسخهء اصل به خط مؤلّف در كتابخانهء وى در نجف ، موجود است . « 1 »
760 . تفسير لبّ اللباب خوانسارى [ م 1336 ق ]
مؤلّف آن ، سلالة الاطياب سيد على معروف به ابو تراب بن ابى القاسم جعفر بن سيد مهدى موسوى خوانسارى نجفى ، يكى از اعيان تفسيرى قرن چهاردهم هجرى مىباشد .
نام كامل تفسير او ، « لب اللّباب فى تفسير احكام الكتاب » ، مىباشد . آنچنانكه از نامش پيداست ، پيرامون آيات فقهى و حكمى قرآن مجيد مىباشد .
شرح حال او در جزء چهارم مجلّه المرشد ، صادره از بغداد ، ص 281 ، به تفصيل آمده است . « 2 »
761 . تفسير مازندرانى [ م 1336 ه . ق ]
مؤلّف آن ، عالم جليل القدر شيخ خضر بن اسماعيل اشرفى مازندرانى ، يكى از اعلام فقهى و تفسيرى قرن چهاردهم هجرى مىباشد .
در فصلنامه پژوهشهاى قرآنى مىنويسد :
« اين كتاب بخشى از مجموعه ، دربرگيرنده رسالههاى زير است :
1 . تفسير سوره الفاتحه .
2 . تقريرات فقهى .
3 . مدارك الاصول ، تقريرات اصولى .
4 . ترجمه الشافى علم الهدى .
مجموعه يادشده توسط خود مؤلّف ، در 290 برگ ، با خط نسخ ناخوانا ، تحرير شده است .
تفسير سوره فاتحه ، كه در قسمت اول كتاب واقع شده است ، داراى 190 برگ مىباشد .
* شخصيت مفسر
شيخ خضر اشرفى ، فردى دانشمند و نويسندهاى چيرهدست بوده ، و در فقه و اصول تبحّر كاملى داشته است . تفسير وى با آنكه تفسير است ، در عين حال يك كتاب فقهى و استدلالى ، نيز به شمار مىآيد . وى بر ديدگاههاى فقهاى شيعه و اهل سنّت تسلّط داشته و آراء همهء فقهاى معروف را با برهان و دليل ، ياد كرده است .
* روش تفسيرى
مفسّر محترم نخست يكآيه از سوره مورد بحث را عنوان مىكند ، سپس به توضيح لغوى كلمات و در صورت لزوم از نظر اشتقاق صرفى نيز به ريشهيابى آنها مىپردازد . و آنگاه مسائل نحوى را بررسى مىكند . پرداختن وى به مباحث لغوى و ادبى گزيده و به اندازه لازم مىباشد . همچنين آراء قراء مشهور و وجوه اختلاف در قرائات را ذكر مىكند . و قرائت مورد نظر خويش را با دليل برمىگزيند .
اقوال مفسّران سلف چون صحابه و تابعين را نيز در تفسير خود مىآورد . وى مسائل فقهى را به اندازه ، و در خور قابل توجهى مطرح ساخته ، و در بحث فقهى و يادآورى آراى فقها ، از ذكر منبع غفلت نورزيده است . و از اصول فقه ، در استنباط حكم فقهى فراوان ، بهره برده است . » « 3 »
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 563 - 564 به نقل از منابع : الذريعة ، ج 24 ، ص 387 - معجم رجال الفكر فى النجف ، ص 380 - معجم الدراسات القرآنية ، ص 310 - نقباء البشر ، ج 3 ، ص 53 - مصفّى المقال ، ص 218 .
( 2 ) الذريعة ، ج 18 ، ص 283 ، كد معرفى 118 .
( 3 ) فصلنامه پژوهشهاى قرآنى ، سال دوم ، شماره 5 - 6 ،