تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
تفسير فوق در يك مجلد به زبان عربى و شيوهء استدلالى شامل آيه نور مىباشد . مؤلف محترم ، به سبك استدلالى با بهره‌گيرى از روايات و احاديث خاندان عصمت و نبوت ( عليهم السّلام ) ، به تفسير آيه پرداخته است . نسخهء اصل به خط مؤلّف در كتابخانهء وى در نجف ، موجود است . « 1 »

760 . تفسير لبّ اللباب خوانسارى [ م 1336 ق ]

مؤلّف آن ، سلالة الاطياب سيد على معروف به ابو تراب بن ابى القاسم جعفر بن سيد مهدى موسوى خوانسارى نجفى ، يكى از اعيان تفسيرى قرن چهاردهم هجرى مىباشد . نام كامل تفسير او ، « لب اللّباب فى تفسير احكام الكتاب » ، مىباشد . آن‌چنان‌كه از نامش پيداست ، پيرامون آيات فقهى و حكمى قرآن مجيد مىباشد . شرح حال او در جزء چهارم مجلّه المرشد ، صادره از بغداد ، ص 281 ، به تفصيل آمده است . « 2 »

761 . تفسير مازندرانى [ م 1336 ه . ق ]

مؤلّف آن ، عالم جليل القدر شيخ خضر بن اسماعيل اشرفى مازندرانى ، يكى از اعلام فقهى و تفسيرى قرن چهاردهم هجرى مىباشد . در فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى مىنويسد : « اين كتاب بخشى از مجموعه ، دربرگيرنده رساله‌هاى زير است : 1 . تفسير سوره الفاتحه . 2 . تقريرات فقهى . 3 . مدارك الاصول ، تقريرات اصولى . 4 . ترجمه الشافى علم الهدى . مجموعه يادشده توسط خود مؤلّف ، در 290 برگ ، با خط نسخ ناخوانا ، تحرير شده است . تفسير سوره فاتحه ، كه در قسمت اول كتاب واقع شده است ، داراى 190 برگ مىباشد .

* شخصيت مفسر

شيخ خضر اشرفى ، فردى دانشمند و نويسنده‌اى چيره‌دست بوده ، و در فقه و اصول تبحّر كاملى داشته است . تفسير وى با آنكه تفسير است ، در عين حال يك كتاب فقهى و استدلالى ، نيز به شمار مىآيد . وى بر ديدگاه‌هاى فقهاى شيعه و اهل سنّت تسلّط داشته و آراء همهء فقهاى معروف را با برهان و دليل ، ياد كرده است .

* روش تفسيرى

مفسّر محترم نخست يك‌آيه از سوره مورد بحث را عنوان مىكند ، سپس به توضيح لغوى كلمات و در صورت لزوم از نظر اشتقاق صرفى نيز به ريشه‌يابى آنها مىپردازد . و آنگاه مسائل نحوى را بررسى مىكند . پرداختن وى به مباحث لغوى و ادبى گزيده و به اندازه لازم مىباشد . همچنين آراء قراء مشهور و وجوه اختلاف در قرائات را ذكر مىكند . و قرائت مورد نظر خويش را با دليل برمىگزيند . اقوال مفسّران سلف چون صحابه و تابعين را نيز در تفسير خود مىآورد . وى مسائل فقهى را به اندازه ، و در خور قابل توجهى مطرح ساخته ، و در بحث فقهى و يادآورى آراى فقها ، از ذكر منبع غفلت نورزيده است . و از اصول فقه ، در استنباط حكم فقهى فراوان ، بهره برده است . » « 3 »
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 563 - 564 به نقل از منابع : الذريعة ، ج 24 ، ص 387 - معجم رجال الفكر فى النجف ، ص 380 - معجم الدراسات القرآنية ، ص 310 - نقباء البشر ، ج 3 ، ص 53 - مصفّى المقال ، ص 218 . ( 2 ) الذريعة ، ج 18 ، ص 283 ، كد معرفى 118 . ( 3 ) فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى ، سال دوم ، شماره 5 - 6 ،