تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
مؤلّف آن ، محقّق مدقّق ، شيخ هادى محمد بن حاج مهدى نجم‌آبادى ، معروف به سنگلجى تهرانى ، يكى از اعلام بزرگوار قرن چهاردهم هجرى و يكى از اساطين علوم عقلى عقلى و عرفانى ، در قرن چهاردهم هجرى مىباشد . او به علت سكونت در محلهء سنگلج موسوم به اين نام گشته است . او داراى دو رسالهء تفسيرى مىباشد :

1 . تفسير آيه نور :

اين كتاب در سال 1319 ه . ق ، تحرير يافته ، و در يك جلد ، قطع بغلى ، داراى 152 صفحه ، در تهران ، به چاپ ( سنگى نسخ ) رسيده است .

* روش تفسيرى

مفسر در تفسير آيه شريفه نور ، تحقيقات گسترده‌اى را به عمل آورده است . مباحث ادبى ، از قبيل : نحو ، صرف و . . . را به گونهء دقيق دنبال كرده ، و نظر خويش را پس از بيان آراى گوناگون بيان كرده و ديدگاه‌هاى مفسّران را به گونهء مستدلى بررسى و نظر مطلوب را برگزيده است . [ تصوير ] اصطلاحات عرفانى را بسيار به كار برده و ديدگاه‌هاى عرفانى را نيز بررسى كرده است . روايات معتبر شيعى را ذكر و تحليل كرده ، و نتيجهء مطلوب را پس از بررسى گرفته است . به عنوان نمونه : « عجيب اين است ، كه مفسّران بدون تعقّل دچار ياوه‌گويى شده‌اند . . . زيرا آنان در اين آيه ، چيزى را مدّعى هستند ، كه امكان حصول آن براى آنان نيست . و عجيب‌تر از همه اين است ، كه اصحاب ما ( اماميه ) نيز مسلك ديگر مفسّران را پيموده‌اند . چنان كه از گفته‌هاى مرحوم طبرسى روشن است . و ما آنچه را كه در مجمع البيان آمده است ، متعرض مىشويم :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . »
( سورهء نور ، آيهء 35 ) در معناى آن اختلاف كرده‌اند ، بر چند وجه : وجه اول آن است ، كه خداوند هادى اهل آسمان و زمين است . . . اين قول از ابن عباس ، نقل شده است . وجه دوم اين است ، كه خداوند نور آسمان و زمين به سبب شمس و قمر است . اين قول از حسن و ابو العاليه و ضحّاك روايت شده است . وجه سوم اين است ، كه خداوند زينت‌دهنده آسمان به ملائكه و زينت‌دهنده زمين به سبب انبياء و علماست . اين قول از ابىّ بن كعب نقل شده است . . . » ولى بعد از نقل اقوال مختلف از مجمع البيان چنين مىنويسد : « امّا وجه اول كه از ابن عباس روايت شده است ، قولى است شكّ و ترديدى در آن نيست ، زيرا منطبق بر موازين ( شرع ) بوده و كلمات معصومين نيز اين قول را گواهى مىكند . و امّا آنچه از ضحّاك و دو هم‌نظرش ، نقل شد ، غلطى است ، واضح ، زيرا نور به معناى حقيقى كه براى شمس و قمر ثابت باشد ، صحيح نيست ، كه بر خداوند حمل شود ، چون چيزى كه مخلوق خدا باشد ، صحيح نيست ، بر خود خداوند حمل شود . و امّا قول سوم از قول دوم هم خرافىتر است ،