روايت است ، كه منظور از « صلاة وسطى » كه در قرآن آمده است ، نماز عصر است ، يا در مورد
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ »
« 1 » فرمودند مراد از ظلم ، شرك است . و استناد كردند . به آيه
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ . »
« 2 » ولى اشكال جايى است كه احاديث از نظر سند و متن مخدوش بوده باشد آنوقت است به جاى هدايت ، ضلالت بار خواهد بود !
4 . روش لغوى :
اعتقاد اين قبيل مفسّران بر آنست ، كه لغت سرچشمه شناخت الفاظ است ، از ابن ابى مليكه ، نقل شده است ، كه گفت : از ابن عباس راجع به كلمه « وسق » در « و الليل و ما وسق » سؤال كردم ، كه مقصود از وسق چيست ؟ وى آن را به معنى « ما جمع » تفسير كرد . و سپس پرسشكننده گفت : آيا نشنيدهاى كه شاعر گفت ، - انّ لنا قلائصا حقائقا مستوسقات لو يجدن سائقا . »
سيوطى گويد : صحابه و تابعين در توضيح لفظ غريب و پيچيدهء قرآن به اشعار عرب استشهاد و احتجاج مىكردند . ابان بن تغلب متوفى ( 141 ه . ق ) ، كه از مفاخر دانشمندان شيعى است ، در كتاب « الغريب فى القرآن » شواهدى از اشعار كهن عرب را در توضيح مفردات قرآن ، فراهم آورده است . و ابن عبّاس خود نخستين كسى بود ، كه اين روش را به كار گرفت . در حقيقت بنيانگذار روش فوق ابن عبّاس هستند .
اشعار كهن جاهلى يكى از مصادر و سرچشمههاى روش تفسير لغوى است طبرى مىنويسد : ابن عباس گفته است : « اذا تعاجم شيء من القرآن فانظروا فى الشعر فأنّ الشعر عربىّ » اگر چيزى از كلمات قرآن از نظر معنى و مفهوم ، گنگ و نامفهوم نمايد به شعر بنگريد ، چون بنياد شعر ، عربى خالص است .
نافع بن أزرق از ابن عبّاس دربارهء مقادير فراوانى از مفردات قرآن ، سؤال كرد ، و از او درخواست نمود ، تا براى توضيح معانى آنها از اشعار كهن عربى استشهاد نمايد ، ابن عبّاس حدود 100 كلمه از كلمات قرآن را همراه با شواهدى از اشعار قديم عرب ، براى نافع بن أزرق تفسير نمود .
جلال الدّين سيوطى باستثناء هفده مورد از صد مورد يادشده ، را همراه با اشعارى كه ابن عباس به آنها استناد جسته است ، در كتاب خود آورده است . « 3 »
از ابن عمر نقل شده است ، كه شخص پيش او آمد ، و از آيه
« أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما »
( سورهء الانبياء ، آيهء 30 ) پرسشى نمود او در پاسخ گفت : پيش ابن عباس برو از او سؤال كن ، و سپس نزد من بيا و مطّلعم ساز . آن شخص نزد ابن عبّاس رفت ، و از او سؤال نمود او در پاسخ گفت : آسمانها بسته بودند ، و باران نمىباريد ، و زمين نيز بسته بود ، گياه و سبزى نمىروئيد ، پس آن را با باران و اين را با گياه ، باز كرد . » « 4 »
يا در مورد « يوم الحجّ الأكبر » فرمودند : منظور يوم آخر است ، يا در مورد « و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة » پرسيدند : پاسخ دادند ، منظور از قوّه ، تير يا تير و كمان است . و در مورد « و الزمهم كلمة التقوى » پرسيدند ، در پاسخ فرمودند : منظور « لا إله الّا اللّه » مىباشد .
اصولا تفسيرى قابل قبول است ، كه مستند به اخبار و روايات نبوى ، باشد ، چه آنكه طبيعى است ، صاحب شريعت خود از همه واقفتر و آگاهتر به شرح آيات مىباشد .
آرى اين روش لغوى آنست ، كه با مراجعه به
هامش
( 1 ) سورهء انعام ، آيهء 82 .
( 2 ) سورهء لقمان ، آيهء 13 .
( 3 ) الإتقان ، ج 2 ، ص 7206 ، ح 277 .
( 4 ) الإتقان ، ج 4 ، ص 2706 .