زينت قرآن بود صوت حسن * تا نشيند بر دل هر مرد و زن
ليك كافى نيست تنها خواندنش * توسن معنى ، ببايد راندنش
حقّ قرآن در عمل كوشيدن است * جامهء تقوى به تن پوشيدن است
سرور آزادگان ، يعنى حسين ( ع ) * آنكه بودى مصطفى را نور عين
در ره قرآن ز جان و سر ، گذشت * نى ز سر ، بل ز اكبر و اصغر گذشت
بر فراز نى چو رأس آن جناب * جلوهگر گردد بسان آفتاب
از كلام اللّه حمايت مىكند * آيهى قرآن تلاوت مىكند
خواهرش زينب كه بُد دخت امير * در ره إحياء قرآن ، شد اسير
* * *
پس بيا رو جانب قرآن كنيم * تازه از عطر كلامش جان كنيم
در عمل كوشيم و باايمان شويم * پاسدار حرمت قرآن شويم
گر به پايش سر فدا سازى رواست * چونكه قرآن روح پاك انبياست
* قائم مقام فراهانى
نقش قرآن چونكه بر عالم نشست * نقشههاى پاپ و كاهن را شكست
فاش گويم آنچه در دل مضمر است * اين كتابى نيست چيز ديگر است
چونكه در جان رفت ، جان ديگر شود * جان چو ديگر شد ، جهان ديگر شود
از يك آئينى ، مسلمان زنده است * پيكر ملت ز قرآن زنده است
ما همه خاكيم و دلآگاه اوست * اعتصامش كن كه حبل اللّه اوست
* * *
* سيد اسماعيل بلخى حافظ گويد
[ تصوير ]
هان اى بشر بياموز درس از كتاب قرآن * دست از ره توسّل زن بر طناب قرآن
در آتش دوئيّت سوز و گداز تا كى ؟ * بهر دوام وحدت ، كن انتخاب قرآن
چشم دل از حقيقت بگشا ببين كه دارد * مجموعهى سعادت ، فصل الخطاب قرآن
اسرارها نمانده پوشيده از طبيعت * مجموعهء سعادت ، فصل الخطاب قرآن
از فهم هيچ فردى در پرده نيست اين درس * شد پردهء تعصب از ما ، حجاب قرآن
هر آيهاش كتابى است بردار كه از نهائى * تنها به آخرت نيست اجر و ثواب قرآن « 1 »
* * *
* مناهج و روشهاى تفسيرى
پيش از ورود به گزارش تفاسير قرن چهاردهم هجرى ضرورى مىبينم ، كه برخى از مناهج و روشهاى معمول در نگارش تفاسير قرآن بازگو گردد ، تا خوانندهء عزيز به هنگام مراجعه به يكى از اين گرايشها و روشها با آگاهى و بصيرت كافى ، گام بردارد . فيلسوف و حكيم ، آيات قرآنى را از ديدگاه فلسفه و حكمت مورد عنايت و تفسير قرار مىدهد .
عارف : آيات الهى را از ديدگاه ذوق ، اشراق ، عرفان و الهام .
اديب : آن را از ديدگاه ادب و ادبيّات و لغت و مفاهيم ادبى .
هامش
( 1 ) از چكامهء عالم مبارز شهيد سيد اسماعيل بلخى افغانى ، شهيد راه حريّت و آزادى شيعه در افغانستان .