محدّث : آن را از ديدگاه حديث و روايت و يافتههاى روايتى و درايتى .
فقيه : آن را بيشتر از ديدگاه فقه و فقاهت و تبيين احكام فقهى و اجرائى .
دانشمند و عالم : آن را از ديدگاه علم و دانش و رشتههاى تخصّصى خويش مورد توجّه و تفسير قرار مىدهد .
ولى آيا كدام يك از اين روشها و مناهج صحيح و معتبر و موافق با هدف قرآن مجيد است ؟ يا هيچكدام به تنهائى كامل و معتبر نيست ، بلكه در مجموع آنچه نزديك به مفاهيم قرآن و تبيين هدف و مقصود آن باشد ، معتبر و صحيح است ، و بقيّه ، در راستاى تفسير ، مقدّمه ، يا كمك در فهم و درك هستند ؟ بايد مورد بحث و گفتگو قرار گيرد . اجمال مطلب آن است ، كه قرآن مجيد با توجّه به ظرفيّت و كشش تامّى كه دارد ، توان تحمّل بينشهاى مختلف نظرى را دارد ، ولى معنا و مقصود اصلى را پيش اهل قرآن و صاحبان اصلى مكتب بايد جستجو نمود .
1 . تفسير قرآن به قرآن :
اين نوع تفسير از خود قرآن نشأت مىگيرد ، جايى كه قرآن خود بيانگر همه حقايق است . چرا نبايد بيانگر و روشنگر خويشتن بوده باشد ؟
اين روش از گذشتهها مورد عنايت مفسّرين قرار داشت ، و برخى از مفسّرين مانند : فخر رازى ، ( ت 604 ) اين روش را مستقيمترين راه فهم قرآن شمرده است . و امروز نيز اين روش بيشترين طرفداران را به خود اختصاص داده است . و اكثر تفاسير مدعى هستند ، كه روش تفسير آنان ، به شيوهء تفسير قرآن به قرآن مىباشد ، ولى تا چه حد با واقعيّت مطابقت دارد ، خدا مىداند ؟
2 . تفسير قرآن با مأثور :
ملخّص اين روش آن است ، كه زيربنا و روش تفسير بر شالودهء اثر و حديث نهاده شود . و در تفسير آيات مبنى بر روايات و منقولات از پيامبر بزرگوار اسلام ( ص ) يا ائمّه اطهار و پيشوايان معصوم ( عليهم السلام ) قرار گيرد .
اين نوع تفسير در صورتى كه براساس روايات متواتر و معتبرى بوده باشد ، جاى شكّ و ترديد و اضطراب نيست . ولى در صورتى كه براساس اخبار و احاديث آحاد يا احيانا ضعاف و اسرائيليّات بوده باشد ، يقينا اعتبار و جلالت قرآن را مخدوش خواهد نمود ، و آفت اين نوع تفسير ، دو عامل زير است :
الف : روايات موضوعى و جعلى
روايات موضوعى و جعلى در متون اخبار و احاديث ما كم نيست . كاوشگران معارف فقهى استحضار دارند ، كه بنا بر اغراض سياسى و اجتماعى و احيانا گروهى ، كه در صدر اسلام به وجود آمده است ، چه ضربهها و صدماتى به متون احاديث وارد شده است ؟ ازاينرو نمىتوان به آسانى تمام احاديث و روايات منقوله را صحيح و معتبر دانست . و ضرورت دارد ، با مبانى قرآنى و موازين عقلى سنجيده شوند ، و صحّت صدور آنها از ديدگاه منابع حديثى معتبر مشخص گردد .
ب : اسرائيليّات و واردات خارجى
اسرائيليّات سرتاسر آثار تفسيرى به ويژه بخشهاى مربوط به قصص و داستانها را فراگرفته است ، به حدّى كه مرحوم علّامه طباطبائى ، در مقام ردّ پارهاى از اقوال مفسّران اثرى ، مىفرمايد :
« اعتماد افراطى اينان به روايات ، باعث شده است ، كه اينان گرفتار اسرائيليّات گردند ، و به اخبار موضوع و مجهولى كه دستهاى پليدتر . . . ، در ميان روايات ما ، وارد ساختهاند ، اعتماد كنند . » « 1 »
هامش
( 1 ) تفسير الميزان ، ج 11 ، ص 134 .