تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
از يهوديان سابقه‌دار امثال : وهب بن منبّه ، كعب الأحبار ، و عبد اللّه بن سلّام و زمامداران ساده‌انديش امثال : عبد الملك بن عبد العزيز و ابن جريح جعل حديث نموده‌اند . مرحوم « محمود ابو ريّه » ، پژوهشگر محقّق از اهل سنت ، مىگويد : « چون آئين محمّدى ( ص ) قوّت گرفت ، و موانع راه را درهم شكست آنان كه در مقابل دعوت محمّدى ( ص ) سدّ سبيل كرده بودند ، پس از عجز و يأس از روياروئى با نيروهاى ظاهرى ، چاره‌اى جز توسّل به حيله و نيرنگ نداشتند ، و يهوديان كه سرسخت‌ترين دشمنان اسلام بودند ، براى دست‌يابى به اهدافشان به نيرنگ و تزوير ، متوسّل شدند ، و به ظاهر ، اسلام آوردند . تا نيرنگهايشان را مخفى دارند ، و اهدافشان را پيش ببرند . نيرومندترين اينان در حيله و تزوير : كعب الأحبار - وهب بن منبه - عبد اللّه بن سلّام بودند . آنان به گسترش و تنفيذ دادن اسرائيليّات در ميان آثار نبوى ( ص ) پرداختند ، بازار حيله و كذب و افتراء ، چهره زيباى منابع اسلامى را مخدوش نمود . » « 1 »

3 . حذف اسناد بسيارى از روايات تفسيرى :

يكى ديگر از عيوب گرايش اثرى ، مصون نبودن اسناد روايات مىباشد ، كه گاهى جهت اختصار ، حذف شده‌اند . و اين حذف اسناد در اعتبار روايات مسائلى را پيش آورده است . همانند آنچه به تفسير گرانقدر محمّد بن مسعود بن عيّاش سمرقندى معروف به تفسير عياشى ، پيش آمده است » . يا تفاسير نقلى مانند : جامع البيان طبرى - تفسير علىّ بن ابراهيم قمى - تفسير فرات كوفى - تفسير عيّاشى حويزى - تفسير بغوى ( محمد بن مسعود بغوى ) - اسباب النزول ابو الحسن علىّ بن واحدى نيشابورى [ از عامّه ] آنان كه روايات مربوط به شأن نزول آيات را حذف كرده‌اند . تفسير ابو ليث سمرقندى ، بسيارى از احوال صحابه و تابعين را گرد آورده است ولى هنوز چاپ نشده است . استاد محمود ابو ريّه كتابى بنام « ابو هريره » شيخ المضيره ، دارد ، كه فصلى از كتاب « اضواء على السنة المحمّديه » ، است ، در آن كتاب دخالتها و جعل احاديث را آورده است . از آن ميان « لا سبق الّا فى ثلاث فى خفّ و نصل و ركاب » مىباشد ، كه بنا به ميل أمراء و زمامداران وقت ، تنظيم شده است . و مرحوم شيخ بهائى در كتاب الأربعون حديثا به تعدادى از روايات مجعول كه برخى از آنها از شهرت نيز برخوردار مىباشند تصريح دارد . « 2 » تفسير قرآن مجيد تا حدود اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم تنها استناد به روايات و آثار را داشت . و مفسّران با استناد به مأثورات و اخبار و احاديث ، قرآن را تفسير مىكردند . نمونه اين گونه تفسيرها تفسير التّبيان و مجمع البيان يا تفسير طبرى و الدّر المنثور از عامّه مىباشد . تفسير به مأثور وقتى با روايت و تواتر و سنّت متاكّده مقام شامخ رسالت يا اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) صورت پذيرد . در صورتى كه مخالفت و مباينتى با آيات الهى نداشته باشد ، نه تنها منعى ندارد بلكه نهايت مطلوب مىباشد چون اخبار نبوى ( ص ) هم مفسر آيات هستند ، و هم ناسخ و . . . و در اين امر هم اتفاق‌نظر دارند ، چون در زمان رسول خدا ( ص ) به هنگام اشكال و ترديد مردم مستقيما به آن حضرت مراجعه داشتند . و آنچه مبهم و نامعلوم بود ، از او توضيح مىطلبيدند . از جمله رواياتى كه مفسر آيات قرآنى است . اين
هامش
( 1 ) اضواء على السنّة المحمديه ، ص 146 - 145 . ( 2 ) الاربعون حديثا اخيرا توسط انتشارات نويد اسلام قم ترجمه و انتشار يافته است ، هم‌اكنون چاپ پنجم آن در دست نشر مىباشد توسط نگارنده .