چيست قرآن گفتهى پروردگار * معجز پيغمبر والاتبار
چيست قرآن زمزم جوشان عشق * رمز هستى ، راز خلقت ، جان عشق
چيست قرآن ، آفتاب زندگى * دفتر انديشهى پايندگى
چيست قرآن ، مشعل راه نجات * چيست قرآن ، چشمهى آب حيات
رهنماى متّقين است اين كتاب * مونس اهل يقين است اين كتاب
اين كتاب از راستى دم مىزند * بانگ حقجوئى در عالم مىزند
مىنمايد راه خير از راه شرّ * چون بود روشنگر راه بشر
سينهها را پر زايمان مىكند * گوهر دين را درخشان مىكند
رهنمون سازد به راه مستقيم * راه پاكان راه مردان سليم
قصّهها از انبياء عنوان كند * چشمهى توحيد را جوشان كند
داستان خضر و موسى خواندنى است * داستانهائى به خاطر ماندنى است
گر كه خواهى نور حق بينى عيان * پر گشايد مرغ جان تا لامكان
فاش گردد بر تو اسرار نهان * شرح احوال خليل الله بخوان
* * *
چونكه ابراهيم بتها را شكست * در ره معبود ، از جان شست دست
خواست اسماعيل را قربان كند * بهر جانان از پى فرمان كند
چونكه فائق گشت در هر آزمون * شادمان از امتحان آمد برون
چون توكّل اصل ايمان مىشود * بهر او آتش ، گلستان مىشود
تا كه راه از چاره گردد آشكار * نكتهها گويد به ما پروردگار
مىدهد از سعى و كوشش اين ندا * ليس للإنسان إلّا ما سعى
ما ز قرآن دور مانديم اى دريغ ! * بىسبب مهجور مانديم اى دريغ
حكم آن را پشتسر انداختيم * بر هواى نفس خود پرداختيم
زينت هر خانه و كاشانه شد * تا كه قرآن هم ، ز ما بيگانه شد
سوره ياسين و الرّحمن و نور * نقل قبرستان شد و اهل قبور
آنكه هيچش بهره از قرآن نبود * بر مزارش خواندن قرآن چه سود ؟
* * *
مىكند از ما شكايت اين كتاب * نزد داور روز ميزان و حساب
من هم از قرآن خجالت مىكشم * كولهبارى از ندامت مىكشم
بشنويد اين نكتهها ، چون كيمياست * تشنه ماندن بر لب دريا ، خطاست
روح آن پير جماران شاد باد ! * كو بناى نهضت قرآن نهاد
تا دوباره رو به دين پيدا كنيم * شيوهء اهل يقين پيدا كنيم
گفت پيغمبر به آواى بلند * مسلمين را اين سخن از روى پند
عترت و قرآن دو ثقل اكبرند * چونكه اين دو ، ياور يكديگرند
با دو بال عترت و قرآن شود * مرغ دل تا سوى حق ، پرّان شود