تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
چيست قرآن گفته‌ى پروردگار * معجز پيغمبر والاتبار چيست قرآن زمزم جوشان عشق * رمز هستى ، راز خلقت ، جان عشق چيست قرآن ، آفتاب زندگى * دفتر انديشه‌ى پايندگى چيست قرآن ، مشعل راه نجات * چيست قرآن ، چشمه‌ى آب حيات رهنماى متّقين است اين كتاب * مونس اهل يقين است اين كتاب اين كتاب از راستى دم مىزند * بانگ حق‌جوئى در عالم مىزند مىنمايد راه خير از راه شرّ * چون بود روشنگر راه بشر سينه‌ها را پر زايمان مىكند * گوهر دين را درخشان مىكند رهنمون سازد به راه مستقيم * راه پاكان راه مردان سليم قصّه‌ها از انبياء عنوان كند * چشمه‌ى توحيد را جوشان كند داستان خضر و موسى خواندنى است * داستانهائى به خاطر ماندنى است گر كه خواهى نور حق بينى عيان * پر گشايد مرغ جان تا لامكان فاش گردد بر تو اسرار نهان * شرح احوال خليل الله بخوان
* * *
چون‌كه ابراهيم بت‌ها را شكست * در ره معبود ، از جان شست دست خواست اسماعيل را قربان كند * بهر جانان از پى فرمان كند چونكه فائق گشت در هر آزمون * شادمان از امتحان آمد برون چون توكّل اصل ايمان مىشود * بهر او آتش ، گلستان مىشود تا كه راه از چاره گردد آشكار * نكته‌ها گويد به ما پروردگار مىدهد از سعى و كوشش اين ندا * ليس للإنسان إلّا ما سعى ما ز قرآن دور مانديم اى دريغ ! * بىسبب مهجور مانديم اى دريغ حكم آن را پشت‌سر انداختيم * بر هواى نفس خود پرداختيم زينت هر خانه و كاشانه شد * تا كه قرآن هم ، ز ما بيگانه شد سوره ياسين و الرّحمن و نور * نقل قبرستان شد و اهل قبور آنكه هيچش بهره از قرآن نبود * بر مزارش خواندن قرآن چه سود ؟
* * *
مىكند از ما شكايت اين كتاب * نزد داور روز ميزان و حساب من هم از قرآن خجالت مىكشم * كوله‌بارى از ندامت مىكشم بشنويد اين نكته‌ها ، چون كيمياست * تشنه ماندن بر لب دريا ، خطاست روح آن پير جماران شاد باد ! * كو بناى نهضت قرآن نهاد تا دوباره رو به دين پيدا كنيم * شيوهء اهل يقين پيدا كنيم گفت پيغمبر به آواى بلند * مسلمين را اين سخن از روى پند عترت و قرآن دو ثقل اكبرند * چونكه اين دو ، ياور يكديگرند با دو بال عترت و قرآن شود * مرغ دل تا سوى حق ، پرّان شود