رشد و شكوفايى تفاسير شيعه در قرن چهاردهم
با يك نگرش كلى و عمومى مىتوان قرن چهاردهم هجرى را قرن قرآن ، و عصر رشد و شكوفايى تفاسير آن نامگذارى نمود ، چون در اين عصر فرخنده و مبارك ، تفاسير متنوّع و متعدّدى ، در جهان اسلام به ويژه در دنياى وسيع تشيّع بوجود آمدهاند ، كه تا اين روز كمتر سابقه داشته است ، و برخى از آنها آنچنان درخشيدهاند ، كه جهانى و جاودانى و پرتوافكن محافل علمى دنيا گشتهاند ، و به اغلب زبانهاى زندهء دنيا نيز ، ترجمه و انتقال پيدا كردهاند ، و دقيقا مىتوان گفت ، تفسير به مفهوم واقعى كه بيانگر پيامهاى الهى و آرمانهاى معنوى و حيانى بوده باشد ، با چنين معيارها و الگوها قابل تبيين و تأمين مىباشد ، نه با تشريح الفاظ و تشقيق شقوق لغات قرآن و غرائب ادبى و تطبيق آن با ادب عربى و بس .
كه در آن صورت محتواى تفسير جز تشريح ادبيّات عرب و تبيين ريزهكاريهاى آن ، چيز ديگرى نخواهد بود .
آيا اين شمارگان وسيع ميليونى و حضور قرآن در صحنه ، معلول وفور عوامل چاپ و نشر بوده است ؟ آيا به علّت نوميدى و يأس از مكاتب و مسالك نوآور بشرى و سياسى و اجتماعى و رويكردى به يك مكتب ثابت و اصيل الهى غير متغيّر و استوار بوده است ؟
و آيا در اثر تغييراتى است ، كه در روند تفاسير و تنوّع مطالب آنها و نزديك شدن آنها با افق ديد قرآنى مردم ، به وجود آمده است ؟
يا اينكه سرعت ارتباطات جهانى و تحوّلات شگرف جهانى ، عامل خلّاق اين گرايش بوده است ؟
امكان دارد ، هركدام از اين عوامل چهارگانه نقشى را در بهبود و تغيير مسير تكامل ايفاء كرده باشند . كه در اين نگارش اجمالى نمىتوان به علّة العلل آنها به تفصيل رسيدگى نمود ، ولى به يقين بالا رفتن سطح بينش عمومى و ارتقاء فرهنگ دينى مردم ، و تحوّل خواستههاى معنوى در اين تغيير اساسى نقش اوّل را دارد .
* اهداف قرآن و تفاسير آن
سرودهء زير كه توسط آقاى براتىپور يكى از شعراى معاصر ارائه شده است ، بخشى از اهداف تفسير و نقش قرآن را با زبان ادب و شعر ، مورد معرّفى و بازگوئى قرار داده است ، كه با تقدير از سرايندهء آن به درج آن در سرآغاز فصل مبادرت مىشود .