تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
بالسبع المثانى ، و القرآن العظيم . . . . » فراغت از تحرير آن ، در سلخ ذي قعدة الحرام 1241 ه . ق ، بوده است ، و پسر مؤلّف آن را در سال در 1263 ه . ق ، وقف نموده است ، و با خطّ خود صورت وقف‌نامه را تنظيم نموده است ، و با نام محمّد مهدى امضاء نموده است . و توليت آن را با عالم فاضل مولى احمد بن رحمة اللّه ، ساكن ترك‌آباد ، از توابع يزد ، قرار داده است . » « 1 » اين تفسير ، بسيار مختصر است ، و مطابق توصيفى است ، كه در مقدّمه‌اش آمده است ، و ظاهر امر اين است ، كه نسخه به خط خود مؤلّف بوده باشد . مرحوم حاج آقا بزرگ ، مىنويسند : « من اين نسخه را پيش شيخ محمد حسين جندقى ، در كربلا ، مشاهده نموده‌ام . » « 2 » * محل نگهدارى نسخهء اصلى به خطّ مؤلّف را فرزندش در 1261 ه . ق ، وقف نموده است . و نقش مهرش محمد مهدى است . سپس توليت آن نسخه را به عالم فاضل ملا شيخ احمد رحمة اللّه ، ساكن ترك‌آباد ، از توابع يزد واگذار كرده است . اين نسخه جزء مخطوطات كتابخانه شيخ محمد حسين جندقى ، در كربلا ، موجود است . « 3 »

528 . مجمع التفاسير احسائى [ م 1242 ق ]

مؤلّف آن ، عارف نامى و متألّه الهى شيخ احمد فرزند شيخ ابراهيم ، احسائى ، يكى از عارفان و مفسّران قرن سيزدهم هجرى مىباشد . مؤلّف آن ، كه در پيرامون زندگى او مطالب فراوانى گفته شده است ، يكى از گروههاى امامى باطنى مىباشد ، كه در مورد تفسير و ديگر حقايق دينى ، يك نوع باطن‌گرائى و تأويل‌گرايى را انجام داده است . معتقدات وى ، هرچند در مواردى هم حق باشد ، ولى با ظواهر و با نصوص و تصريحات معمولى ، وفق نمىدهد . كلمات او بيشتر به سخنان عرفا و اهل دل شباهت دارد ، كه بدون تفسير و تأويل نمىتوان پرده از راز آن برداشت . تنها خواصّ درمىيابند ، نه همگان ، ازاين‌رو مورد برداشت‌هاى مختلفى قرار گرفته است ، و تاكنون معركه آراى محافل مذهبى واقع گرديده است . او به شرح و تفسير برخى از سوره‌ها و آيات مباركه به صورت گزينشى و انتخابى پرداخته است ، كه مجموعه‌ى آن در كتابى به نام « مجمع التفاسير » ، در دو مجلّد فراهم گرديده است ، و اين كتاب به صورت ترتيب سوره‌ها تنظيم و تا سوره النّاس آيات تفسير شده و مورد نظر او ، گردآورى شده است ، البتّه نه تمام آيات قرآن مجيد .

* روش تفسيرى

همان گونه كه نوشتيم ، تفسير او به صورت تأويلى مىباشد ، فىالمثل در همان تفسير در مورد آيه شريفه
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً »
( سورهء النحل ، آيهء 68 ) ، « خداوند به زنبور عسل الهام نمود ، كه از كوه‌ها و تپّه‌ها خانه‌ها و منازلى براى خويشتن فراهم آورد » مىنويسد : « تفسير ظاهرى آيه آن است ، كه جبال جمع جبل به معنى كوه مىباشد ، و آن معروف و مشخّص هست ، ولى تفسير ظاهرى آن است ، كه جبال جمع جبلّه ( فطرت ) بوده باشد ، و آن طبيعت و فطرت است ، ولى تفسير تأويلى آيه اين است ، كه جبال عبارت از
هامش
( 1 ) الذريعة ج 4 ، ص 320 ، كد معرفى 1345 . ( 2 ) الذريعة ج 4 ، ص 320 . ( 3 ) دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 551 به نقل از منابع الذريعة و نهضت‌هاى فكرى ايرانيان عصر قاجار ، ج 3 ، ص 1495 .